peacebuilding

[ایالات متحده]/[ˈpiːsbɪldɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈpiːsˌbɪldɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند پیشگیری، مدیریت و حل منازعات خشونت‌آمیز؛ اقداماتی که برای ایجاد صلح پایدارتر انجام می‌شود؛ فعالیت‌ها و ابتکاراتی که هدف آنها پیشگیری از منازعه، ایجاد صلح و تداوم صلح است؛ حوزه‌ای از عمل متمرکز بر پیشگیری، مدیریت و حل منازعات خشونت‌آمیز.

عبارات و ترکیب‌ها

peacebuilding efforts

تلاش‌های ایجاد صلح

peacebuilding process

فرآیند ایجاد صلح

peacebuilding initiatives

ابتکارات ایجاد صلح

promoting peacebuilding

ترویج ایجاد صلح

peacebuilding capacity

ظرفیت ایجاد صلح

peacebuilding role

نقش ایجاد صلح

peacebuilding strategies

استراتژی‌های ایجاد صلح

supporting peacebuilding

حمایت از ایجاد صلح

peacebuilding outcomes

نتایج ایجاد صلح

peacebuilding work

کار ایجاد صلح

جملات نمونه

the organization is dedicated to peacebuilding efforts in conflict zones.

سازمان به تلاش‌های ایجاد صلح در مناطق جنگ‌زده اختصاص دارد.

effective peacebuilding requires long-term commitment and resources.

ایجاد صلح مؤثر نیازمند تعهد و منابع بلندمدت است.

community-led peacebuilding initiatives are often the most sustainable.

ابتکارات ایجاد صلح که توسط جامعه رهبری می‌شوند اغلب پایدارترین هستند.

youth participation is crucial for successful peacebuilding processes.

مشارکت جوانان برای فرآیندهای موفقیت‌آمیز ایجاد صلح بسیار مهم است.

peacebuilding strategies must address the root causes of conflict.

استراتژی‌های ایجاد صلح باید به علل ریشه‌ای منازعات رسیدگی کنند.

international support is vital for comprehensive peacebuilding programs.

حمایت بین‌المللی برای برنامه‌های جامع ایجاد صلح حیاتی است.

the peacebuilding workshop focused on conflict resolution skills.

کارگاه ایجاد صلح بر مهارت‌های حل اختلاف متمرکز بود.

we need to strengthen local capacity for peacebuilding and reconciliation.

ما باید ظرفیت محلی برای ایجاد صلح و آشتی را تقویت کنیم.

peacebuilding involves fostering dialogue and understanding between groups.

ایجاد صلح شامل ترویج گفت‌وگو و درک متقابل بین گروه‌ها است.

the goal of their peacebuilding work is to prevent future violence.

هدف از کار ایجاد صلح آنها جلوگیری از خشونت‌های آینده است.

investing in education is a key component of long-term peacebuilding.

سرمایه‌گذاری در آموزش یک جزء کلیدی از ایجاد صلح بلندمدت است.

the report highlighted the importance of inclusive peacebuilding approaches.

گزارش بر اهمیت رویکردهای فراگیر ایجاد صلح تأکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید