dipped

[ایالات متحده]/dɪpt/
[بریتانیا]/dɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و اسم مفعول گذشته dip؛ برای ساختن (شمع‌ها) با غوطه‌ور کردن فتیله در موم ذوب شده؛ برای تنظیم نور بالا چراغ‌های جلو خودرو به نور پایین؛ برای شستن در یک حمام دارویی

عبارات و ترکیب‌ها

dipped chocolate

شکلات غوطه ور

dipped fruit

میوه غوطه ور

dipped bread

نان غوطه ور

dipped cookie

کیک غوطه ور

dipped cone

آیس‌کریم غوطه ور

dipped chips

چیپس غوطه ور

dipped pretzel

پرتزل غوطه ور

dipped marshmallow

مارشمالو غوطه ور

dipped strawberries

توت فرنگی غوطه ور

dipped nachos

ناچوس غوطه ور

جملات نمونه

the artist dipped the brush into the paint.

هنرمند قلم‌مو را در رنگ فرو برد.

she dipped her toes in the water before swimming.

او قبل از شنا کردن انگشتان پا را در آب فرو برد.

the bread was dipped in olive oil.

نان در روغن زیتون فرو رفته بود.

he dipped the cookie into his milk.

او بیسکویت را در شیر خود فرو برد.

the temperature dipped below freezing last night.

دیشب دما زیر نقطه انجماد افت کرد.

she dipped her brush in water to clean it.

او قلم‌مویش را در آب فرو برد تا آن را تمیز کند.

they dipped their flags in respect.

آنها به احترام پرچم‌های خود را پایین آوردند.

the sun dipped below the horizon.

خورشید زیر افق پنهان شد.

he dipped the fabric in dye to change its color.

او پارچه را در رنگ فرو برد تا رنگ آن را تغییر دهد.

she dipped her hands in the warm water.

او دستانش را در آب گرم فرو برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید