pelleted

[ایالات متحده]/ˈpɛlɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈpɛlɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شکل گلوله‌ها در آمده
v. به گلوله‌های کوچک تبدیل شده؛ با گلوله‌ها شلیک شده (قسمت گذشته‌ی pellet)

عبارات و ترکیب‌ها

pelleted feed

خوراک پلت

pelleted fertilizer

کود پلت

pelleted material

مواد پلت

pelleted product

محصول پلت

pelleted form

فرم پلت

pelleted grain

غله پلت

pelleted substrate

زیرلایه پلت

pelleted mix

مخلوط پلت

pelleted biomass

زیست توده پلت

جملات نمونه

the feed was pelleted for easier storage.

خوراک به صورت پلت شده بود تا ذخیره آن آسان‌تر باشد.

pelleted fertilizers are often more effective than granular ones.

کودهای پلت شده اغلب از انواع دانه‌ای موثرتر هستند.

the laboratory tested the pelleted samples for quality.

آزمایشگاه نمونه‌های پلت شده را برای تعیین کیفیت آزمایش کرد.

she prefers pelleted food for her pets.

او ترجیح می‌دهد غذای پلت شده را برای حیوانات خانگی خود تهیه کند.

pelleted wood is used for making compressed logs.

چوب پلت شده برای ساختن کلک‌های فشرده استفاده می‌شود.

farmers often choose pelleted feed for livestock.

کشاورزان اغلب غذای پلت شده را برای دام انتخاب می‌کنند.

the process of making pelleted products is efficient.

فرآیند تولید محصولات پلت شده کارآمد است.

pelleted grains are easier to transport than loose grains.

حبوبات پلت شده نسبت به حبوبات آزاد حمل و نقل آسان‌تری دارند.

he bought pelleted seeds for his garden.

او بذر پلت شده برای باغ خود خرید.

pelleted products can reduce waste during production.

محصولات پلت شده می‌توانند ضایعات را در طول تولید کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید