peninsular

[ایالات متحده]/pi'ninsjulə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن زندگی در یک شبه جزیره
adj. مربوط به یا ویژگی‌های یک شبه جزیره یا ساکنان آن.

عبارات و ترکیب‌ها

the Iberian Peninsular

نیم‌جزیره ایبری

Malay Peninsular

نیم‌جزیره ملاک

peninsular malaysia

سنگاپور

جملات نمونه

The peninsular region is known for its beautiful beaches.

منطقه شبه جزیره به خاطر سواحل زیبایش شناخته شده است.

The peninsular city is surrounded by water on three sides.

شهر شبه جزیره از سه طرف توسط آب احاطه شده است.

Tourists enjoy exploring the peninsular landscapes.

گردشگران از گشت و گذار در مناظر شبه جزیره لذت می برند.

The peninsular climate is typically mild and pleasant.

آب و هوای شبه جزیره معمولاً معتدل و دلپذیر است.

The peninsular country has a rich maritime history.

کشور شبه جزیره دارای تاریخچه دریایی غنی است.

The peninsular route offers stunning views of the coastline.

مسیر شبه جزیره مناظر خیره کننده ای از خط ساحلی ارائه می دهد.

The peninsular region is a popular destination for beach vacations.

منطقه شبه جزیره یک مقصد محبوب برای تعطیلات ساحلی است.

The peninsular town has a charming old town area.

شهر شبه جزیره دارای منطقه شهر قدیمی جذاب است.

The peninsular landscape is dotted with small fishing villages.

مناظر شبه جزیره با روستاهای ماهیگیری کوچک پوشیده شده است.

The peninsular area is home to diverse wildlife and ecosystems.

منطقه شبه جزیره زیستگاه حیات وحش و اکوسیستم های متنوع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید