promontorial

[ایالات متحده]/[prɒˌmɒnˈtɔːrɪəl]/
[بریتانیا]/[prɒˌmɒnˈtɔːrɪəl]/

ترجمه

adj. مربوط به یک نوک تپه؛ قرار گرفته در یا نزدیک یک نوک تپه.

عبارات و ترکیب‌ها

promontorial view

نگاه به کرانه

promontorial position

موقعیت کرانه‌ای

promontorial features

ویژگی‌های کرانه‌ای

promontorial landscape

پهنه‌ای کرانه‌ای

promontorial cliffs

سنگ‌های کرانه‌ای

جملات نمونه

the promontorial view from the lighthouse was breathtaking.

نگاه از قلعه به ناحیه پرومونتوریال بسیار زیباست.

the promontorial location made it ideal for a defensive fort.

موقعیت پرومونتوریال آن آن را برای یک حصن دفاعی مناسب کرد.

we hiked to the promontorial edge of the peninsula.

ما به حاشیه پرومونتوریال ناحیه نیزه‌ای پیاده‌روی کردیم.

the promontorial cliffs dropped dramatically into the sea.

سنگهای پرومونتوریال به طور شگفت‌آوری به دریا فروپاشیدند.

the promontorial land offered stunning panoramic views.

زمین پرومونتوریال دید منظره‌ای زیبا ارائه می‌داد.

the old castle stood proudly on the promontorial headland.

قلعه قدیمی با افتخار روی نوک پرومونتوریال قرار داشت.

the promontorial position gave the ship a clear vantage point.

موقعیت پرومونتوریال به کشتی یک نظریه واضح داد.

the map showed a promontorial feature jutting into the bay.

نقشه یک ویژگی پرومونتوریال را که به دریای خلیج فرو می‌ریزد نشان می‌دهد.

the promontorial area was popular with birdwatchers.

منطقه پرومونتوریال مورد علاقه دیده‌گر پرندگان بود.

a winding path led to the promontorial summit.

یک مسیر پیچیده به قله پرومونتوریال منتهی می‌شد.

the promontorial coastline provided a natural barrier.

ساحل پرومونتوریال یک مانع طبیعی فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید