pensioner

[ایالات متحده]/ˈpenʃənə(r)/
[بریتانیا]/ˈpenʃənər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به عنوان یک بازنشسته یا به عنوان یک بازمانده مستمری دریافت می‌کند
Word Forms

جملات نمونه

pensioners on a fixed income.

بازنشستگان با درآمد ثابت.

old-age pensioners are admitted free to the museum.

بازنشستگان مسن به طور رایگان به موزه پذیرفته می‌شوند.

a pensioner who does not qualify for income support.

بازنشسته‌ای که واجد شرایط دریافت حمایت درآمدی نیست.

a guy that scams old pensioners out of their savings.

مردی که بازنشستگان پیر را از پس‌اندازشان کلاهبرداری می‌کند.

It was the pensioner's vote late in the day that influenced the election of Mr. Sweet.

رای بازنشسته در اواخر روز بود که بر انتخابات آقای اسویت تأثیر گذاشت.

a bogus social worker conned her way into the pensioner's home.

یک مددکار اجتماعی دروغگو به طرز فریبنده‌ای وارد خانه بازنشسته شد.

two men tricked a pensioner out of several hundred pounds.

دو مرد با فریب بازنشسته‌ای را از چند صد پوند کلاهبرداری کردند.

The scheme to allow all pensioners a free travel pass was nipped in the bud by the government, who said it would cost too much.

طرح اعطای کارت رایگان حمل‌ونقل به همه بازنشستگان توسط دولت که گفت هزینه زیادی خواهد داشت، در همان ابتدا خنثی شد.

The pensioners complained that they had received rough justice when their claim for an increase in benefits was rejected without discussion.

بازنشستگان شکایت کردند که پس از رد درخواست آنها برای افزایش مزایا بدون بحث، عدالت ناعادلی دریافت کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید