peppercorn

[ایالات متحده]/'pepəkɔːn/
[بریتانیا]/'pɛpɚkɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه توت خشک کوچک که به عنوان ادویه استفاده می‌شود، یا مقدار بسیار کمی از اجاره
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sichuan peppercorn

فلفل چهارمزه

black peppercorn

فلفل سیاه

جملات نمونه

peppercorns are sometimes mixed with other spices for a table condiment.

فلفل سیاه گاهی اوقات با سایر ادویه‌ها برای چاشنی روی میز مخلوط می‌شود.

Perfume Notes: top: pink peppercorn, mandarin essence; heart: osmanthus absolute, rose leaves, honey; base: Indonesian patchouli, cistus (vegetal amber), benzoin, tonka.

نت های عطر: بالا: فلفل صورتی، عصاره نارنگی؛ قلب: عصاره اوسمانتوس، برگ های گل رز، عسل؛ پایه: پچولی اندونزیایی، سیستوس (کهربای گیاهی)، بنزویین، تونکا.

grind peppercorn for seasoning

برای طعم دادن، فلفل سیاه را آسیاب کنید.

black peppercorn adds a spicy kick

فلفل سیاه طعم تند و تیز می‌دهد.

peppercorn sauce goes well with steak

سس فلفل سیاه با استیک بسیار خوب است.

crush peppercorn before adding to the dish

قبل از اضافه کردن به غذا، فلفل سیاه را له کنید.

freshly ground peppercorn is more flavorful

فلفل سیاه تازه آسیاب شده خوشمزه‌تر است.

peppercorn is a common spice in many cuisines

فلفل سیاه ادویه‌ای رایج در بسیاری از غذاها است.

pickled peppercorn can be a tasty addition to salads

فلفل سیاه ترشی شده می‌تواند یک افزودنی خوشمزه به سالادها باشد.

roast vegetables with a sprinkle of peppercorn

سبزیجات را با مقدار کمی فلفل سیاه کباب کنید.

marinate meat with crushed peppercorn for extra flavor

برای طعم بیشتر، گوشت را با فلفل سیاه له شده مزه‌دار کنید.

peppercorn oil is often used in aromatherapy

روغن فلفل سیاه اغلب در آتروماپی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید