peripatetic lifestyle
سبک زندگی چرخهای
becoming peripatetics
شدن چرخهایها
peripatetics wander
چرخهایها گردش میکنند
their peripateticism
چرخهایبودن آنها
peripatetic scholar
دانشمند چرخهای
a peripatetic life
یک زندگی چرخهای
were peripatetics
آنها چرخهای بودند
peripatetic nature
طبیعت چرخهای
embracing peripatetic
پذیرفتن چرخهای
peripatetic existence
وجود چرخهای
the peripatetics of ancient philosophers often involved long walks and discussions.
پریپاتتیکهای فیلسوفان باستان اغلب شامل پیاده رویهای طولانی و بحثهای فلسفی میشد.
his peripatetics across europe broadened his perspective on life.
پریپاتتیکهای او در اروپا دیدگاه او را درباره زندگی گستردهتر کرد.
she documented her peripatetics through a detailed travel blog.
او پریپاتتیکهای خود را از طریق یک وبلاگ سفر جزئیاتبُری نوشت.
the peripatetics of a salesman can be tiring but rewarding.
پریپاتتیکهای یک فروشنده ممکن است خستهکننده باشد اما مفید است.
the artist's peripatetics inspired a series of landscape paintings.
پریپاتتیکهای هنرمند یک سری از نقاشیهای طبیعت را الهام بخشید.
we admired the peripatetics of the early explorers and their courage.
ما پریپاتتیکهای کاشفان اولیه و جسارت آنها را تحسین میکردیم.
his peripatetics led him to discover hidden gems in remote villages.
پریپاتتیکهای او او را به کشف جواهرات پنهان در روستاهای دورافتاده راه گذاشت.
the professor's peripatetics included visits to numerous archaeological sites.
پریپاتتیکهای پروفسور شامل بازدید از بسیاری از مکانهای باستانشناختی بود.
the peripatetics of a freelance photographer can be unpredictable.
پریپاتتیکهای یک عکاس آزاد میتواند غیرقابل پیشبینی باشد.
the novel follows the peripatetics of a young musician seeking inspiration.
این رمان پریپاتتیکهای یک موسیقیدان جوان که در پی الهامگیری است را دنبال میکند.
despite his peripatetics, he always returned home to his family.
در اثر پریپاتتیکهای او، او همیشه به خانهاش و خانوادهاش بازگشت.
peripatetic lifestyle
سبک زندگی چرخهای
becoming peripatetics
شدن چرخهایها
peripatetics wander
چرخهایها گردش میکنند
their peripateticism
چرخهایبودن آنها
peripatetic scholar
دانشمند چرخهای
a peripatetic life
یک زندگی چرخهای
were peripatetics
آنها چرخهای بودند
peripatetic nature
طبیعت چرخهای
embracing peripatetic
پذیرفتن چرخهای
peripatetic existence
وجود چرخهای
the peripatetics of ancient philosophers often involved long walks and discussions.
پریپاتتیکهای فیلسوفان باستان اغلب شامل پیاده رویهای طولانی و بحثهای فلسفی میشد.
his peripatetics across europe broadened his perspective on life.
پریپاتتیکهای او در اروپا دیدگاه او را درباره زندگی گستردهتر کرد.
she documented her peripatetics through a detailed travel blog.
او پریپاتتیکهای خود را از طریق یک وبلاگ سفر جزئیاتبُری نوشت.
the peripatetics of a salesman can be tiring but rewarding.
پریپاتتیکهای یک فروشنده ممکن است خستهکننده باشد اما مفید است.
the artist's peripatetics inspired a series of landscape paintings.
پریپاتتیکهای هنرمند یک سری از نقاشیهای طبیعت را الهام بخشید.
we admired the peripatetics of the early explorers and their courage.
ما پریپاتتیکهای کاشفان اولیه و جسارت آنها را تحسین میکردیم.
his peripatetics led him to discover hidden gems in remote villages.
پریپاتتیکهای او او را به کشف جواهرات پنهان در روستاهای دورافتاده راه گذاشت.
the professor's peripatetics included visits to numerous archaeological sites.
پریپاتتیکهای پروفسور شامل بازدید از بسیاری از مکانهای باستانشناختی بود.
the peripatetics of a freelance photographer can be unpredictable.
پریپاتتیکهای یک عکاس آزاد میتواند غیرقابل پیشبینی باشد.
the novel follows the peripatetics of a young musician seeking inspiration.
این رمان پریپاتتیکهای یک موسیقیدان جوان که در پی الهامگیری است را دنبال میکند.
despite his peripatetics, he always returned home to his family.
در اثر پریپاتتیکهای او، او همیشه به خانهاش و خانوادهاش بازگشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید