creativity personifies
خلاقیت تجسم میبخشد
freedom personifies
آزادی تجسم میبخشد
beauty personifies
زیبایی تجسم میبخشد
strength personifies
قدرت تجسم میبخشد
wisdom personifies
حکمت تجسم میبخشد
love personifies
عشق تجسم میبخشد
justice personifies
عدالت تجسم میبخشد
hope personifies
امید تجسم میبخشد
courage personifies
شجاعت تجسم میبخشد
happiness personifies
خوشبختی تجسم میبخشد
nature often personifies the beauty of the world.
طبیعت اغلب زیبایی جهان را تجسم میکند.
in literature, the author personifies emotions to connect with readers.
در ادبیات، نویسنده احساسات را برای ارتباط با خوانندگان تجسم میکند.
she personifies kindness in her everyday actions.
او مهربانی را در اعمال روزمره خود تجسم میکند.
the film personifies fear as a character that haunts the protagonist.
در فیلم، ترس به عنوان شخصیتی که قهرمان را آزار میدهد، تجسم شده است.
the artist personifies love through vibrant colors and shapes.
هنرمند عشق را از طریق رنگها و اشکال زنده و پر جنب و جوش تجسم میکند.
he personifies determination by never giving up on his dreams.
او با هرگز دست کشیدن از رویاهایش، اراده را تجسم میکند.
the story personifies the seasons, giving each one a unique personality.
در داستان، فصول تجسم یافتهاند و هر کدام شخصیت منحصر به فردی دارند.
in the poem, the moon personifies loneliness and longing.
در شعر، ماه تنهایی و دلتنگی را تجسم میکند.
the company personifies innovation by constantly introducing new products.
شرکت با معرفی مداوم محصولات جدید، نوآوری را تجسم میکند.
her smile personifies joy and warmth in every situation.
لبخند او شادی و گرمی را در هر شرایطی تجسم میکند.
creativity personifies
خلاقیت تجسم میبخشد
freedom personifies
آزادی تجسم میبخشد
beauty personifies
زیبایی تجسم میبخشد
strength personifies
قدرت تجسم میبخشد
wisdom personifies
حکمت تجسم میبخشد
love personifies
عشق تجسم میبخشد
justice personifies
عدالت تجسم میبخشد
hope personifies
امید تجسم میبخشد
courage personifies
شجاعت تجسم میبخشد
happiness personifies
خوشبختی تجسم میبخشد
nature often personifies the beauty of the world.
طبیعت اغلب زیبایی جهان را تجسم میکند.
in literature, the author personifies emotions to connect with readers.
در ادبیات، نویسنده احساسات را برای ارتباط با خوانندگان تجسم میکند.
she personifies kindness in her everyday actions.
او مهربانی را در اعمال روزمره خود تجسم میکند.
the film personifies fear as a character that haunts the protagonist.
در فیلم، ترس به عنوان شخصیتی که قهرمان را آزار میدهد، تجسم شده است.
the artist personifies love through vibrant colors and shapes.
هنرمند عشق را از طریق رنگها و اشکال زنده و پر جنب و جوش تجسم میکند.
he personifies determination by never giving up on his dreams.
او با هرگز دست کشیدن از رویاهایش، اراده را تجسم میکند.
the story personifies the seasons, giving each one a unique personality.
در داستان، فصول تجسم یافتهاند و هر کدام شخصیت منحصر به فردی دارند.
in the poem, the moon personifies loneliness and longing.
در شعر، ماه تنهایی و دلتنگی را تجسم میکند.
the company personifies innovation by constantly introducing new products.
شرکت با معرفی مداوم محصولات جدید، نوآوری را تجسم میکند.
her smile personifies joy and warmth in every situation.
لبخند او شادی و گرمی را در هر شرایطی تجسم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید