persuasions

[ایالات متحده]/pəˈsweɪʒənz/
[بریتانیا]/pərˈsweɪʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل متقاعد کردن کسی برای انجام یا باور چیزی؛ باورها یا نظراتی که نگه داشته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

different persuasions

دیدگاه‌های متفاوت

various persuasions

دیدگاه‌های مختلف

strong persuasions

دیدگاه‌های قوی

political persuasions

دیدگاه‌های سیاسی

personal persuasions

دیدگاه‌های شخصی

religious persuasions

دیدگاه‌های مذهبی

social persuasions

دیدگاه‌های اجتماعی

cultural persuasions

دیدگاه‌های فرهنگی

moral persuasions

دیدگاه‌های اخلاقی

جملات نمونه

his persuasions led her to change her mind.

ترغيبات او باعث شد او نظرش را تغییر دهد.

despite his persuasions, she remained unconvinced.

با وجود ترغيبات او، او قانع نشد.

they used various persuasions to win the debate.

آنها از روش‌های مختلف ترغیب برای برنده شدن در بحث استفاده کردند.

her persuasions were effective in getting the team on board.

ترغيبات او در جذب تیم بسیار موثر بود.

his skillful persuasions changed the outcome of the meeting.

ترغيبات ماهرانه او نتیجه جلسه را تغییر داد.

with a few gentle persuasions, he convinced them to join.

با کمی ترغيب ملایم، او آنها را متقاعد به پیوستن کرد.

her persuasions were met with skepticism.

ترغيبات او با شک و تردید روبرو شد.

the campaign relied on emotional persuasions to engage voters.

کمپین به ترغيبات احساسی برای جذب رای دهندگان متکی بود.

he was known for his powerful persuasions in negotiations.

او به خاطر ترغيبات قدرتمندش در مذاکرات شناخته شده بود.

her persuasions often swayed public opinion.

ترغيبات او اغلب نظر مردم را تحت تاثیر قرار می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید