different persuasions
دیدگاههای متفاوت
various persuasions
دیدگاههای مختلف
strong persuasions
دیدگاههای قوی
political persuasions
دیدگاههای سیاسی
personal persuasions
دیدگاههای شخصی
religious persuasions
دیدگاههای مذهبی
social persuasions
دیدگاههای اجتماعی
cultural persuasions
دیدگاههای فرهنگی
moral persuasions
دیدگاههای اخلاقی
his persuasions led her to change her mind.
ترغيبات او باعث شد او نظرش را تغییر دهد.
despite his persuasions, she remained unconvinced.
با وجود ترغيبات او، او قانع نشد.
they used various persuasions to win the debate.
آنها از روشهای مختلف ترغیب برای برنده شدن در بحث استفاده کردند.
her persuasions were effective in getting the team on board.
ترغيبات او در جذب تیم بسیار موثر بود.
his skillful persuasions changed the outcome of the meeting.
ترغيبات ماهرانه او نتیجه جلسه را تغییر داد.
with a few gentle persuasions, he convinced them to join.
با کمی ترغيب ملایم، او آنها را متقاعد به پیوستن کرد.
her persuasions were met with skepticism.
ترغيبات او با شک و تردید روبرو شد.
the campaign relied on emotional persuasions to engage voters.
کمپین به ترغيبات احساسی برای جذب رای دهندگان متکی بود.
he was known for his powerful persuasions in negotiations.
او به خاطر ترغيبات قدرتمندش در مذاکرات شناخته شده بود.
her persuasions often swayed public opinion.
ترغيبات او اغلب نظر مردم را تحت تاثیر قرار می داد.
different persuasions
دیدگاههای متفاوت
various persuasions
دیدگاههای مختلف
strong persuasions
دیدگاههای قوی
political persuasions
دیدگاههای سیاسی
personal persuasions
دیدگاههای شخصی
religious persuasions
دیدگاههای مذهبی
social persuasions
دیدگاههای اجتماعی
cultural persuasions
دیدگاههای فرهنگی
moral persuasions
دیدگاههای اخلاقی
his persuasions led her to change her mind.
ترغيبات او باعث شد او نظرش را تغییر دهد.
despite his persuasions, she remained unconvinced.
با وجود ترغيبات او، او قانع نشد.
they used various persuasions to win the debate.
آنها از روشهای مختلف ترغیب برای برنده شدن در بحث استفاده کردند.
her persuasions were effective in getting the team on board.
ترغيبات او در جذب تیم بسیار موثر بود.
his skillful persuasions changed the outcome of the meeting.
ترغيبات ماهرانه او نتیجه جلسه را تغییر داد.
with a few gentle persuasions, he convinced them to join.
با کمی ترغيب ملایم، او آنها را متقاعد به پیوستن کرد.
her persuasions were met with skepticism.
ترغيبات او با شک و تردید روبرو شد.
the campaign relied on emotional persuasions to engage voters.
کمپین به ترغيبات احساسی برای جذب رای دهندگان متکی بود.
he was known for his powerful persuasions in negotiations.
او به خاطر ترغيبات قدرتمندش در مذاکرات شناخته شده بود.
her persuasions often swayed public opinion.
ترغيبات او اغلب نظر مردم را تحت تاثیر قرار می داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید