pestle

[ایالات متحده]/ˈpesl/
[بریتانیا]/ˈpesl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کوبیدن با هاون
vi. خرد کردن با هاون
n. ابزاری برای کوبیدن یا آسیاب کردن
Word Forms
جمعpestles
قسمت سوم فعلpestled
صفت یا فعل حال استمراریpestling
زمان گذشتهpestled
شکل سوم شخص مفردpestles

عبارات و ترکیب‌ها

mortar and pestle

هاون و دسته

جملات نمونه

a pestle and mortar.

هاون و دسته

to powder a substance in a pestle and mortar

تبدیل یک ماده به پودر در هاون و دسته

she measured seeds into the mortar and pestled them to powder.

او دانه‌ها را در هاون اندازه‌گیری کرد و آن‌ها را با دسته به پودر تبدیل کرد.

She used a pestle to grind the spices.

او از دسته برای آسیاب کردن ادویه‌ها استفاده کرد.

The mortar and pestle are essential tools in the kitchen.

هاون و دسته ابزارهای ضروری در آشپزخانه هستند.

He used a pestle to crush the garlic cloves.

او از دسته برای خرد کردن حبه‌های سیر استفاده کرد.

The pharmacist used a pestle to crush the pills.

داروساز از دسته برای خرد کردن قرص‌ها استفاده کرد.

She ground the herbs in a mortar with a pestle.

او گیاهان دارویی را با استفاده از هاون و دسته آسیاب کرد.

The chef used a pestle to crush the peppercorns.

سرآشپز از دسته برای خرد کردن فلفل سیاه استفاده کرد.

The traditional way to make guacamole is to use a molcajete and pestle.

روش سنتی تهیه گواکاموله استفاده از مولکاخته و دسته است.

She carefully wielded the pestle to grind the coffee beans.

او با دقت از دسته برای آسیاب کردن دانه‌های قهوه استفاده کرد.

The apothecary used a pestle to crush the herbs for medicine.

داروساز از دسته برای خرد کردن گیاهان دارویی برای داروسازی استفاده کرد.

The bartender used a pestle to muddle the mint leaves for the cocktail.

بارتندر از دسته برای مخلوط کردن برگ‌های نعناع برای کوکتل استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

You could use a pestle and mortar or a blender.

شما می توانید از یک هاون و دسته یا مخلوط کن استفاده کنید.

منبع: Gourmet Base

" What? " said Ron, dropping his pestle with a loud clunk.

" چی؟ " ران گفت و دسته اش را با صدای بلند انداخت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

Traditionally, it would be pestle and mortar.

به طور سنتی، از هاون و دسته استفاده می شد.

منبع: Gourmet Base

Get your peppercorns in a pestle and mortar.

فلفل های خود را در هاون و دسته بریزید.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

Crush a few prawn crackers with a mortar and pestle into irregular, smaller shapes.

چند عدد بیسکویت میگو را با هاون و دسته به شکل های نامنظم و کوچکتر خرد کنید.

منبع: Gourmet Base

Many people in the area use stone mortars and pestles made by the stone carvers.

بسیاری از مردم در این منطقه از هاون و دسته های سنگی که توسط مجسمه سازان سنگی ساخته شده است استفاده می کنند.

منبع: Selected English short passages

" And what did you say? " Ron repeated, pounding his pestle down so hard that it dented the desk.

" و شما چه گفتید؟ " ران تکرار کرد و دسته اش را آنقدر محکم به زمین کوبید که روی میز فرورفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

And then I'll pound them up in a pestle and mortar, and that'll be a beautiful sprinkle.

و سپس آنها را در هاون و دسته آسیاب می کنم و این یک پاشش زیبا خواهد بود.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

I'm gonna grab a mortar and pestle.

من قصد دارم یک هاون و دسته بگیرم.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

A mortar and pestle or a spice mill becomes essential.

یک هاون و دسته یا آسیاب ادویه ضروری می شود.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید