petitioning

[ایالات متحده]/pɪˈtɪʃənɪŋ/
[بریتانیا]/pɪˈtɪʃənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل درخواست رسمی؛ درخواست رسمی چیزی از یک دادگاه

عبارات و ترکیب‌ها

petitioning government

درخواست از دولت

petitioning court

درخواست از دادگاه

petitioning authority

درخواست از مرجع ذی‌صلاح

petitioning council

درخواست از شورای شهر

petitioning officials

درخواست از مقامات

petitioning process

فرآیند درخواست

petitioning body

نهاد درخواست‌کننده

petitioning residents

ساکنان درخواست‌کننده

petitioning for change

درخواست برای تغییر

petitioning for rights

درخواست برای حقوق

جملات نمونه

they are petitioning for better working conditions.

آنها برای بهبود شرایط کاری درخواست می‌دهند.

the community is petitioning to save the local park.

جامعه برای حفظ پارک محلی درخواست می‌کند.

she is petitioning the government for more funding.

او برای افزایش بودجه از دولت درخواست می‌کند.

residents are petitioning against the new development project.

ساکنان با اعتراض به پروژه توسعه جدید درخواست می‌کنند.

they started petitioning for changes in the school curriculum.

آنها شروع به درخواست تغییرات در برنامه درسی مدرسه کردند.

the organization is petitioning for animal rights.

سازمان برای حقوق حیوانات درخواست می‌کند.

citizens are petitioning to lower taxes.

شهروندان برای کاهش مالیات درخواست می‌کنند.

activists are petitioning for climate action.

فعال‌ها برای اقدام در زمینه آب و هوا درخواست می‌کنند.

they are petitioning the court for a retrial.

آنها برای برگزاری دادگاه مجدد از دادگاه درخواست می‌کنند.

students are petitioning for a new cafeteria.

دانشجویان برای یک کافیتریای جدید درخواست می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید