pierces

[ایالات متحده]/pɪəs/
[بریتانیا]/pɪrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی نفوذ کردن یا سوراخ کردن؛ عبور کردن یا غلبه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

light pierces

نور سوراخ می‌کند

silence pierces

سکوت سوراخ می‌کند

darkness pierces

تاریکی سوراخ می‌کند

pain pierces

درد سوراخ می‌کند

thought pierces

فکر سوراخ می‌کند

fear pierces

ترس سوراخ می‌کند

wind pierces

باد سوراخ می‌کند

arrow pierces

تیر سوراخ می‌کند

voice pierces

صدا سوراخ می‌کند

gaze pierces

نگاه سوراخ می‌کند

جملات نمونه

the arrow pierces through the target with precision.

تیر با دقت از هدف عبور می‌کند.

the cold wind pierces my coat.

باد سرد به داخل لباس من نفوذ می‌کند.

her words pierce my heart deeply.

کلماتش قلب من را عمیقاً می‌درد.

the needle pierces the fabric effortlessly.

سوزن به راحتی پارچه را سوراخ می‌کند.

the pain pierces through my thoughts.

درد از میان افکار من عبور می‌کند.

the sound of the siren pierces the quiet night.

صدای آژیر شب آرام را سوراخ می‌کند.

his gaze pierces through the darkness.

نگاهش از میان تاریکی عبور می‌کند.

the criticism pierces her confidence.

انتقاد اعتماد به نفس او را سوراخ می‌کند.

the thorns pierce the skin easily.

خارها به راحتی پوست را سوراخ می‌کنند.

the truth pierces the lies like a knife.

حقیقت مانند چاقو دروغ‌ها را سوراخ می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید