pigmentations

[ایالات متحده]/[ˈpɪɡmənˈteɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˈpɪɡmənˈteɪʃənz]/

ترجمه

n. فرآیند تولید یا رسوب‌گذاری رنگدانه؛ حالت رنگدانه‌ای بودن؛ نواحی با پوست تغییر رنگ داده.

عبارات و ترکیب‌ها

skin pigmentations

تغییرات رنگ پوست

analyzing pigmentations

تجزیه و تحلیل رنگدانه‌ها

detecting pigmentations

تشخیص رنگدانه‌ها

assessing pigmentations

ارزیابی رنگدانه‌ها

identifying pigmentations

شناسایی رنگدانه‌ها

skin pigmentation

رنگدانه پوست

changes in pigmentations

تغییرات در رنگدانه‌ها

mapping pigmentations

نقشه‌برداری رنگدانه‌ها

tracking pigmentations

ردیابی رنگدانه‌ها

variations in pigmentations

تغییرات در رنگدانه‌ها

جملات نمونه

the dermatologist examined her skin for any unusual pigmentations.

پزشک پوست پوست او را برای هرگونه رنگدانه غیرعادی بررسی کرد.

sun exposure can lead to new pigmentations on the face and body.

قرار گرفتن در معرض نور خورشید می تواند منجر به ایجاد رنگدانه های جدید در صورت و بدن شود.

melasma is a common skin condition characterized by brown pigmentations.

ملاسما یک بیماری شایع پوستی است که با رنگدانه های قهوه ای مشخص می شود.

laser treatments can effectively reduce the appearance of unwanted pigmentations.

درمان های لیزر می توانند به طور موثر ظاهر رنگدانه های ناخواسته را کاهش دهند.

certain medications can cause temporary pigmentations as a side effect.

برخی داروها می توانند به عنوان یک عارضه جانبی باعث ایجاد رنگدانه های موقتی شوند.

freckles are a type of common skin pigmentations caused by sun exposure.

کک و مک نوعی رنگدانه پوستی رایج است که در اثر قرار گرفتن در معرض نور خورشید ایجاد می شود.

the patient's medical history revealed a history of previous pigmentations.

سابقه پزشکی بیمار سابقه رنگدانه های قبلی را نشان داد.

post-inflammatory hyperpigmentation can occur after skin injuries or acne.

هایپرپیگمانتاسیون پس از التهاب می تواند پس از آسیب پوستی یا آکنه رخ دهد.

topical creams with hydroquinone are often used to treat pigmentations.

کرم های موضعی حاوی هیدروکینون اغلب برای درمان رنگدانه ها استفاده می شوند.

protecting your skin from the sun is crucial to prevent further pigmentations.

محافظت از پوست در برابر نور خورشید برای جلوگیری از رنگدانه های بیشتر ضروری است.

the study investigated the correlation between genetics and pigmentations.

مطالعه ارتباط بین ژنتیک و رنگدانه ها را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید