piquant

[ایالات متحده]/ˈpiːkənt/
[بریتانیا]/ˈpiːkənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تند، اشتها آور، تحریک کننده، جالب

عبارات و ترکیب‌ها

a piquant sauce

یک سس تند

a piquant flavor

یک طعم تند

a piquant dish

یک غذای تند

a piquant aroma

یک عطر تند

a piquant taste

یک مزه تند

جملات نمونه

a piquant bit of news

یک خبر تند و تیز

an incisive and piquant style of writing;

سبک نوشتاری نافذ و تند؛

The piquant aroma of spices filled the kitchen.

عطر تند ادویه‌ها آشپزخانه را پر کرد.

She added a piquant touch to her outfit with a colorful scarf.

او با یک روسری رنگارنگ، یک حس تند و تیز به لباس خود اضافه کرد.

The piquant flavor of the dish left a lasting impression on me.

طعم تند و تیز غذا تاثیر ماندگاری بر من گذاشت.

His piquant remarks often stirred up controversy.

اظهارات تند و تیز او اغلب باعث ایجاد جنجال می‌شد.

The piquant salsa added a spicy kick to the tacos.

سالسای تند و تیز طعم تند و تیزی به تاکو اضافه کرد.

She has a piquant wit that keeps everyone entertained.

او باهوشی تند و تیز دارد که همه را سرگرم می‌کند.

The piquant gossip spread quickly through the office.

اخبار تند و تیز به سرعت در سراسر دفتر پخش شد.

The piquant flavor of the cheese paired perfectly with the wine.

طعم تند و تیز پنیر به طور کامل با شراب همخوانی داشت.

The piquant dressing gave the salad a zesty flavor.

سس تند و تیز به سالاد طعم با طراوتی بخشید.

His piquant sense of humor always lightens the mood.

حس شوخ طبعی تند و تیز او همیشه فضا را روشن می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Or is it just aesthetically piquant techno-religion?

آیا این فقط یک تکنولوژی-دین جذاب از نظر زیبایی است؟

منبع: Selected English short passages

Often a drop of irony into an indifferent situation renders the whole piquant.

اغراقاً، یک قطره کنایه در یک موقعیت بی‌تفاوت، کل را جذاب می‌کند.

منبع: Returning Home

Or somebody speaks with a little bit of a piquant attitude.

یا کسی با لحنی کمی جذاب صحبت می‌کند.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

Oh! a mystery is it? I cried, rubbing my hands. This is very piquant.

وای! یک راز است؟ من با دستمال زدن گفتم، این خیلی جذاب است.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

You could say: " The woman is dressed in a piquant way."

می‌توانید بگویید: "زن به روشی جذاب لباس پوشیده است."

منبع: Engvid-Adam Course Collection

" Oh, Signorina" ! He laughed, as if he found her piquant and amusing.

«اوه، سیگنورینا!» او خندید، انگار او را تند و خنده دار می یافت.

منبع: The places where angels dare not tread.

You can't blame poor Arthur—she's quite a piquant looking little person.

نمی‌توانید آرتور بیچاره را مقصر بدانید - او یک شخص کوچک با ظاهری تند و جذاب است.

منبع: Lonely Heart (Part 2)

They may be piquant enough at times.

آنها ممکن است گاهی اوقات تند و تیز باشند.

منبع: Haida Gaobule

They looked a pair of extremely piquant children.

آنها مانند دو کودک بسیار تند و تیز به نظر می رسیدند.

منبع: Murder at the golf course

But it's piquant, cozy and hearty in exactly the same satisfying way.

اما این تند، دنج و دلپذیر به همان روش رضایت بخش است.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید