zesty

[ایالات متحده]/ˈzɛsti/
[بریتانیا]/ˈzɛsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.علاقه یا اشتیاق قوی; طعم یا مزه
vt.به طعم یا علاقه اضافه کردن
adj.بسیار مشتاق

عبارات و ترکیب‌ها

zesty flavor

طعم تند و خوشمزه

zesty sauce

سس تند و خوشمزه

zesty aroma

عطر تند و خوشمزه

zesty dish

غذا با طعم تند و خوشمزه

zesty salad

سالاد با طعم تند و خوشمزه

zesty lemon

لیموی تند و خوشمزه

zesty seasoning

چاشنی تند و خوشمزه

zesty kick

طعم تند و تیز

zesty herbs

سبزیجات معطر

zesty drink

نوشیدنی با طعم تند و خوشمزه

جملات نمونه

the zesty flavor of the dish made it unforgettable.

طعم تند و خوشمزه غذا آن را فراموش‌ناپذیر کرد.

she added a zesty twist to the traditional recipe.

او یک پیچش تند و خوشمزه به دستورالعمل سنتی اضافه کرد.

the zesty aroma of the spices filled the kitchen.

عطر تند و خوشمزه ادویه‌ها آشپزخانه را پر کرد.

we enjoyed a zesty cocktail at the beach bar.

ما از یک کوکتل تند و خوشمزه در بار ساحلی لذت بردیم.

his zesty personality always brightens the room.

شخصیت تند و پرانرژی او همیشه فضا را روشن می‌کند.

the salad had a zesty dressing that complemented the greens.

سالاد دارای یک سس تند و خوشمزه بود که با سبزیجات ترکیب خوبی داشت.

she prefers zesty dishes over bland ones.

او ترجیح می‌دهد غذاهای تند و خوشمزه را نسبت به غذاهای بی‌مزه.

the zesty lemon flavor was refreshing on a hot day.

طعم لیمو تند و خوشمزه در یک روز گرم بسیار دلپذیر بود.

he made a zesty comment that sparked a lively discussion.

او یک اظهار نظر تند و خوشمزه کرد که باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.

the zesty salsa added excitement to the meal.

سالسای تند و خوشمزه هیجان را به غذا اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید