zesty flavor
طعم تند و خوشمزه
zesty sauce
سس تند و خوشمزه
zesty aroma
عطر تند و خوشمزه
zesty dish
غذا با طعم تند و خوشمزه
zesty salad
سالاد با طعم تند و خوشمزه
zesty lemon
لیموی تند و خوشمزه
zesty seasoning
چاشنی تند و خوشمزه
zesty kick
طعم تند و تیز
zesty herbs
سبزیجات معطر
zesty drink
نوشیدنی با طعم تند و خوشمزه
the zesty flavor of the dish made it unforgettable.
طعم تند و خوشمزه غذا آن را فراموشناپذیر کرد.
she added a zesty twist to the traditional recipe.
او یک پیچش تند و خوشمزه به دستورالعمل سنتی اضافه کرد.
the zesty aroma of the spices filled the kitchen.
عطر تند و خوشمزه ادویهها آشپزخانه را پر کرد.
we enjoyed a zesty cocktail at the beach bar.
ما از یک کوکتل تند و خوشمزه در بار ساحلی لذت بردیم.
his zesty personality always brightens the room.
شخصیت تند و پرانرژی او همیشه فضا را روشن میکند.
the salad had a zesty dressing that complemented the greens.
سالاد دارای یک سس تند و خوشمزه بود که با سبزیجات ترکیب خوبی داشت.
she prefers zesty dishes over bland ones.
او ترجیح میدهد غذاهای تند و خوشمزه را نسبت به غذاهای بیمزه.
the zesty lemon flavor was refreshing on a hot day.
طعم لیمو تند و خوشمزه در یک روز گرم بسیار دلپذیر بود.
he made a zesty comment that sparked a lively discussion.
او یک اظهار نظر تند و خوشمزه کرد که باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.
the zesty salsa added excitement to the meal.
سالسای تند و خوشمزه هیجان را به غذا اضافه کرد.
zesty flavor
طعم تند و خوشمزه
zesty sauce
سس تند و خوشمزه
zesty aroma
عطر تند و خوشمزه
zesty dish
غذا با طعم تند و خوشمزه
zesty salad
سالاد با طعم تند و خوشمزه
zesty lemon
لیموی تند و خوشمزه
zesty seasoning
چاشنی تند و خوشمزه
zesty kick
طعم تند و تیز
zesty herbs
سبزیجات معطر
zesty drink
نوشیدنی با طعم تند و خوشمزه
the zesty flavor of the dish made it unforgettable.
طعم تند و خوشمزه غذا آن را فراموشناپذیر کرد.
she added a zesty twist to the traditional recipe.
او یک پیچش تند و خوشمزه به دستورالعمل سنتی اضافه کرد.
the zesty aroma of the spices filled the kitchen.
عطر تند و خوشمزه ادویهها آشپزخانه را پر کرد.
we enjoyed a zesty cocktail at the beach bar.
ما از یک کوکتل تند و خوشمزه در بار ساحلی لذت بردیم.
his zesty personality always brightens the room.
شخصیت تند و پرانرژی او همیشه فضا را روشن میکند.
the salad had a zesty dressing that complemented the greens.
سالاد دارای یک سس تند و خوشمزه بود که با سبزیجات ترکیب خوبی داشت.
she prefers zesty dishes over bland ones.
او ترجیح میدهد غذاهای تند و خوشمزه را نسبت به غذاهای بیمزه.
the zesty lemon flavor was refreshing on a hot day.
طعم لیمو تند و خوشمزه در یک روز گرم بسیار دلپذیر بود.
he made a zesty comment that sparked a lively discussion.
او یک اظهار نظر تند و خوشمزه کرد که باعث ایجاد یک بحث پر جنب و جوش شد.
the zesty salsa added excitement to the meal.
سالسای تند و خوشمزه هیجان را به غذا اضافه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید