pleat

[ایالات متحده]/pliːt/
[بریتانیا]/pliːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چین خوردگی ایجاد کردن در
n. یک چین یا چین‌ها
Word Forms
زمان گذشتهpleated
شکل سوم شخص مفردpleats
قسمت سوم فعلpleated
جمعpleats
صفت یا فعل حال استمراریpleating

عبارات و ترکیب‌ها

accordion pleat

پليه آکاردئون

knife pleat

پليه چاقو

box pleat

پليه جعبه‌ای

sunburst pleat

پليه خورشیدی

inverted pleat

پليه معکوس

crystal pleat

پليه کریستالی

جملات نمونه

pleat a skirt; pleat curtains.

دوختن چین روی دامن؛ دوختن چین روی پرده.

a broad piece of pleated cloth.

قطعه‌ای پارچه چین‌دار و پهن.

accordion pleats; accordion blinds.

چین‌دار آکاردئون؛ کرک‌های آکاردئون

She tacked the pleats down.

او چین‌ها را به زمین tack کرد.

The nurse wore a pleated cap on her head.

پرستار یک کلاه چین‌دار بر سرش داشت.

she was absently pleating her skirt between her fingers.

او بی‌هدف در حال تا کردن دامن خود بین انگشتانش بود.

On her white shirtwaist was a pleated jabot of cheap lace, caught with a large novelty pin of imitation coral.

روی پیراهن سفید او یک یقه چین‌دار ارزان‌قیمت با گلدان‌دوزی بود که با یک سنجاق بزرگ و نوآورانه از مرجان تقلبی گرفته شده بود.

Yes, feminine shapes will be loose and light, playing with layerings, draping, frills, pleats and plissé.

بله، اشکال زنانه آزاد و سبک خواهند بود، با لایه ها، دامن زدن، حاشیه ها، چین ها و پلاسه بازی می کنند.

The mink knitted pullover, the cut in fur patterns coat, very close to the body cocktail dresses in black velvet, marabou boleros and a magnificent top in chestnut glacé stitch with pleated patterns.

ژاکت پشمی خرگوش با بافت، کت با برش‌های الگوهای خز، بسیار نزدیک به تن، لباس‌های شبانه‌گاهی از مخمل مشکی، بولروهای مارابو و یک بلوز باشکوه با گلدوزی‌های چین‌دار.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید