tuck

[ایالات متحده]/tʌk/
[بریتانیا]/tʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. جمع کردن; فشردن; به آرامی با چیزی پیچیدن; جمع آوری کردن; مقدار زیادی خوردن
n. قسمت برجسته دمی کشتی; چین درز; نوعی غواصی با زانوهای جمع شده
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtucks
جمعtucks
قسمت سوم فعلtucked
صفت یا فعل حال استمراریtucking
زمان گذشتهtucked

عبارات و ترکیب‌ها

tuck in

خواباندن

tuck away

دور گذاشتن

tuck into

وارد شدن به

tuck under

زیر کشیدن

tuck a shirt

پیراهن را داخل دکمه کرد

friar tuck

فریار تاک

جملات نمونه

make a tuck in a dress

یک گلدوزی در لباس ایجاد کنید

Came to tuck me in.

برای پوشاندن من اینجا آمده ام.

tuck away a bit of lace; tuck away millions.

کمی نوارهایی را کنار بگذارید؛ میلیون‌ها را کنار بگذارید.

We tucked into the food with zest.

ما با اشتیاق به غذا خوردیم.

Tucker broke off a piece of bread.

تاکر یک تکه نان شکست.

a mingy kitchenette tucked in the corner.

یک آشپزخانه کوچک و دنج در گوشه

a dress with tucks along the bodice.

لباسی با چین و چروک در قسمت بالاتنه.

tuck the child up in bed

بچه را در رختخواب بپوشانید.

be tucked away in a wardrobe

در کمد لباسها پنهان شود.

tuck away both steak and chicken

هم استیک و هم مرغ را کنار بگذارید.

a cabin that was tucked among the pines.

یک کلبه که در میان درختان کاج پنهان شده بود.

Tuck your shirt into your trousers.

پیراهن خود را در شلوار خود فرو کنید.

Stewart neatly tucked away the first goal.

استوارت به طور ماهرانه اولین گل را به ثمر رساند.

I tucked into the bacon and scrambled eggs.

من با لذت بیکن و تخم مرغ همزده خوردم.

tuck one's book under sth.

کتاب خود را زیر چیزی پنهان کنید.

put on my best bib and tucker for the reception.

برای حضور در مهمانی، بهترین لباس‌هایم را پوشیدم.

She tucked in the covers on the bed.

او ملحفه ها را روی تخت جمع کرد.

It was nip and tuck as to which boat would reach port first.

این یک رقابت نزدیک بود تا مشخص شود کدام کشتی زودتر به بندر می‌رسد.

Meryl tucked the papers under her arm.

مریل کاغذها را زیر بازوی خود جمع کرد.

نمونه‌های واقعی

It's time for you to be tucked in, Little Bear.

حالا وقتشه عزیزم، بخوابی.

منبع: Genius Baby Bear LB

Tuck in, tuck in. Thank you. Thanks.

بخواب، بخواب. متشکرم. ممنون.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

The first exercise is a chin tuck.

اولین تمرین، کشیدن چانه است.

منبع: Popular Science Essays

Sidebar... tuck in your shirt. You look sketchy.

در کنار... پیراهنت را داخل کن. قیافه‌ت مشکوکه.

منبع: The Romantic History of Dad and Mom Video Version (Season 1)

Eggy glue, tuck in. - Tuck it in on itself.

چسب تخم‌مرغی، داخل کن. - آن را روی خودش جمع کن.

منبع: Gourmet Base

Ove tucks his hands into his pockets.

اووه دست‌هایش را در جیب‌هایش فرو می‌کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Tucked away in a terrible personal memory.

در یک خاطره شخصی وحشتناک پنهان شده است.

منبع: 2 Broke Girls Season 5

Instead, you might be tucking into a plate of insects.

به جای آن، ممکن است مشغول خوردن بشقاب حشرات شوید.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

We pass a tumbledown homestead tucked into a ridge.

ما از کنار یک خانه‌ روستایی فرسوده که در یک تپه پنهان شده است، عبور می‌کنیم.

منبع: National Geographic Anthology

And if you like to rest a while, I'll snugly tuck you in!

و اگر دوست دارید کمی استراحت کنید، من به راحتی شما را می‌خوابانم!

منبع: British Original Language Textbook Volume 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید