plebiscite

[ایالات متحده]/'plebɪsaɪt/
[بریتانیا]/'plɛbɪsɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفراندوم؛ رأی‌گیری عمومی؛ رأی‌گیری مستقیم توسط شهروندان
Word Forms

جملات نمونه

a new constitution, which his people dutifully ratified in a plebiscite

یک قانون اساسی جدید که مردم او با وظیفه‌شناسی در یک همه‌پرسی آن را تصویب کردند.

The government decided to hold a plebiscite on the proposed law.

دولت تصمیم گرفت همه‌پرسی در مورد قانون پیشنهادی برگزار کند.

The outcome of the plebiscite will determine the future direction of the country.

نتیجه همه‌پرسی مسیر آینده کشور را تعیین خواهد کرد.

Citizens were asked to participate in the plebiscite to voice their opinions.

از شهروندان خواسته شد تا در همه‌پرسی شرکت کنند و نظرات خود را بیان کنند.

The plebiscite results showed a clear majority in favor of the new policy.

نتایج همه‌پرسی نشان داد که اکثریت قوی از قانون جدید حمایت می‌کنند.

The plebiscite was conducted fairly and transparently to ensure the integrity of the process.

همه‌پرسی به طور منصفانه و شفاف برگزار شد تا یکپارچگی فرآیند تضمین شود.

The plebiscite turnout was higher than expected, indicating strong public interest.

میزان مشارکت در همه‌پرسی بیشتر از حد انتظار بود که نشان‌دهنده علاقه شدید مردم بود.

The plebiscite question was carefully crafted to be clear and unbiased.

سؤال همه‌پرسی با دقت طراحی شده بود تا واضح و بی‌طرفانه باشد.

The plebiscite allowed citizens to directly influence government decisions.

همه‌پرسی به شهروندان اجازه داد تا به طور مستقیم بر تصمیمات دولت تأثیر بگذارند.

The plebiscite process involved extensive public consultation and debate.

فرآیند همه‌پرسی شامل مشورت و بحث گسترده با مردم شد.

The plebiscite results reflected the diverse opinions within the population.

نتایج همه‌پرسی بازتاب‌دهنده نظرات مختلف در میان مردم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید