simmered

[ایالات متحده]/ˈsɪmə(r)d/
[بریتانیا]/ˈsɪmɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به آرامی بر روی حرارت کم پخته شده
v. زمان گذشته و گذشته participle از simmer؛ به آرامی جوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

simmered soup

سوپ آهسته

simmered vegetables

سبزیجات آهسته

simmered meat

گوشت آهسته

simmered sauce

سس آهسته

simmered broth

آبگوشت آهسته

simmered rice

برنج آهسته

simmered fish

ماهی آهسته

simmered beans

حبوبات آهسته

simmered lentils

عدس آهسته

simmered curry

کاري آهسته

جملات نمونه

the soup simmered gently on the stove.

سوپ به آرامی روی اجاق گاز قل زد.

she simmered the vegetables until they were tender.

او سبزیجات را تا زمانی که نرم شدند، قل زد.

the sauce was simmered for hours to enhance the flavor.

سس برای افزایش طعم، ساعت‌ها قل زد.

he let the mixture simmer for a few minutes.

او اجازه داد مخلوط چند دقیقه قل بزند.

after simmering, the dish was ready to serve.

پس از قل زدن، غذا آماده سرو بود.

the broth simmered slowly, releasing its rich aroma.

آبگوشت به آرامی قل زد و عطر غنی خود را آزاد کرد.

she simmered the meat with spices for a delicious meal.

او گوشت را با ادویه‌جات قل زد تا یک وعده غذایی خوشمزه درست کند.

let the curry simmer to develop its full flavor.

اجازه دهید کاری قل بزند تا طعم کامل خود را پیدا کند.

we simmered the apples with cinnamon for dessert.

ما سیب‌ها را با دارچین قل زدیم تا دسر درست کنیم.

the stew was simmered all day, making it very tender.

خورشت در طول روز قل زد، که باعث شد بسیار نرم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید