poised

[ایالات متحده]/pɔɪzd/
[بریتانیا]/pɔɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

poised:
Adj. آماده برای اقدام در حالی که در حالت ناپایدار است؛ در حال حرکت نیست اما آماده حرکت است؛ آرام و متعادل.
Word Forms
قسمت سوم فعلpoised

جملات نمونه

The economy is poised for take-off.

اقتصاد برای بلند شدن آماده است.

be poised on the brink of disaster

در آستانه فاجعه قرار بگیرید

stood poised for the jump.

آماده برای پرش ایستاد.

poised between life and death

بین زندگی و مرگ در حالت تعادل.

poised on the edge of a chair

در لبه صندلی در حالت تعادل.

She was poised to challenge for the party leadership.

او برای به چالش کشیدن رهبری حزب آماده بود.

She stood poised for a moment.

او برای لحظه‌ای در حالت تعادل ایستاد.

the company is poised to reap the benefits of this investment.

شرکت برای برداشتن مزایای این سرمایه‌گذاری در حالت تعادل است.

The bee hung poised above the flower.

زنبور معلق بالای گل بود.

The two countries were poised on the brink of war.

دو کشور در آستانه جنگ قرار داشتند.

Our region is poised for growth once the election is out of the way.

منطقه ما پس از پایان انتخابات برای رشد در حالت تعادل است.

she remained poised and complacent, secure of admiration.

او با اعتماد به نفس و متکبر باقی ماند و از تحسین اطمینان داشت.

walk along with a water jar poised on one's head

در حالی که یک پارچ آب روی سر فرد در حالت تعادل است، قدم بزنید.

The young women spun around, and looked toward the crest, jambiya poised to strike.

زن‌های جوان چرخیدند و به سمت قله نگاه کردند، جانبیه آماده ضربه زدن بود.

He walked along with a jug poised on his head.

او در حالی که یک پارچ روی سرش تعادل داشت، به راه رفت.

Behind all the rhetoric, his relations with the army are dangerously poised.

در پس همه سخنان، روابط او با ارتش به طور خطرناکی در موقعیت قرار دارد.

نمونه‌های واقعی

Humankind is not poised teetering on the edge of extinction.

بشر در آستانه انقراض نیست.

منبع: The Economist (Summary)

Well, Rhymer is poised for a breakout on the same scale.

خب، رایمر برای یک موفقیت بزرگ در همان مقیاس آماده است.

منبع: Cat and Mouse Game Season 1

Her poised finger jabs the keyboard.

انگشت آماده او با شدت روی صفحه کلید ضربه می زند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

But now it's poised for an unprecedented handover of power.

اما اکنون برای تحویل قدرت بی‌سابقه آماده است.

منبع: NPR News Summary December 2016

Israel's ground troops were poised to enter Gaza.

نیروهای زمینی اسرائیل برای ورود به غزه آماده بودند.

منبع: The Economist (Summary)

So, we're poised to turn -- return to the moon.

بنابراین، ما برای بازگشت به ماه آماده هستیم.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

There is no indication in the photo that either was poised to push the other off.

در عکس هیچ نشانه ای وجود ندارد که هر دو آماده بودند دیگری را به پایین هل دهند.

منبع: PBS Interview Social Series

America is poised to become the richest nation on earth.

آمریکا در آستانه تبدیل شدن به ثروتمندترین کشور جهان است.

منبع: America The Story of Us

Congress appears poised to approve billions of dollars in emergency funding.

به نظر می رسد کنگره آماده تایید میلیاردها دلار بودجه اضطراری است.

منبع: Time

But the Ospreys are poised to take their maiden flights.

اما Ospreys آماده انجام اولین پروازهای خود هستند.

منبع: Nordic Wild Style Chronicles

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید