pornography

[ایالات متحده]/pɔː'nɒgrəfɪ/
[بریتانیا]/pɔr'nɑɡrəfi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توصیف موضوعات جنسی به منظور برانگیختن جنسی، معمولاً از طریق مواد بصری یا نوشتاری، اجراها و غیره.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

child pornography

پرتنمایی کودکان

جملات نمونه

In this country pornography was once sold under the counter.

در این کشور، فحاشی زمانی به صورت پنهانی فروخته می‌شد.

Activities like salacity, pornography, prostitution, gambling, drug abuse , drug trade and other criminal behaviors are prohibited within the public place;

فعالیت‌هایی مانند شهوت‌رانی، فحاشی، روسپیگری، قمار، سوء استفاده از مواد مخدر، تجارت مواد مخدر و سایر رفتارهای مجرمانه در اماکن عمومی ممنوع است.

dealing with pornography addiction

رسیدگی به اعتیاد به فحاشی

researching the impact of pornography

تحقیق در مورد تأثیر فحاشی

educating about the dangers of pornography

آموزش در مورد خطرات فحاشی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید