poured

[ایالات متحده]/pɔːd/
[بریتانیا]/pɔrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته م participle از ریختن؛ باعث شدن که به صورت یک جریان پیوسته جریان یابد؛ مایع را ریختن؛ جریان یافتن یا به سرعت خارج شدن

عبارات و ترکیب‌ها

poured out

ریختن

poured in

ریخته شد

poured over

ریخته شده روی

poured into

ریخته شده در

poured away

ریخته شده دور

poured down

ریخته شده پایین

poured forth

جریان یافت

poured glass

لیوان ریخته شده

poured drink

نوشیدنی ریخته شده

poured milk

شیر ریخته شده

جملات نمونه

the chef poured the sauce over the pasta.

سرآشپز سس را روی پاستا ریخت.

she poured herself a glass of wine.

او یک لیوان شراب برای خودش ریخت.

he poured the water into the kettle.

او آب را داخل کتری ریخت.

they poured the concrete for the new sidewalk.

آنها برای پیاده‌روی جدید بتن ریختند.

the teacher poured her heart into the lesson.

معلم تمام وجود خود را در درس گذاشت.

she poured out her feelings to her best friend.

او احساسات خود را برای بهترین دوستش گفت.

he poured over the book for hours.

او ساعت‌ها روی کتاب مطالعه کرد.

they poured the milk into the cereal.

آنها شیر را داخل غلات ریختند.

the rain poured down all night.

باران تمام شب می‌بارید.

the artist poured paint onto the canvas.

هنرمند رنگ را روی بوم ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید