sloshed

[ایالات متحده]/[ˈslɒʃt]/
[بریتانیا]/[ˈslɒʃt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.بسیار مست؛ مخمور؛ با حرکت‌های تاب‌دار یا ناگهانی.
v.با حرکت‌های تاب‌دار یا ناگهانی حرکت کردن؛ به حد افراط مشروب نوشیدن.
adv.با حرکت‌های تاب‌دار یا ناگهانی.

عبارات و ترکیب‌ها

sloshed water

آب به هم ریخته

getting sloshed

در حال به هم ریختن

sloshed around

به اطراف به هم ریخته

he's sloshed

او به هم ریخته

sloshed drink

نوشیدنی به هم ریخته

quite sloshed

کاملاً به هم ریخته

sloshing liquid

مایع در حال به هم ریختن

sloshed wine

شراب به هم ریخته

she's sloshed

او به هم ریخته

badly sloshed

به شدت به هم ریخته

جملات نمونه

he was sloshed after the party and stumbled home.

او بعد از مهمانی به شدت مست بود و با لکنت به خانه رفت.

the boat was sloshed around violently by the storm.

کشتی به شدت در اثر طوفان به اطراف پرتاب شد.

she sloshed her coffee across the table while laughing.

او در حالی که می‌خندید، قهوه‌اش را روی میز ریخت.

the kids sloshed through puddles with their rain boots.

کودکان با چکمه‌های بارانی‌شان از میان گودال‌ها عبور کردند.

he sloshed a bit of wine into his glass.

او کمی شراب در لیوان خود ریخت.

the waves sloshed against the shore with a rhythmic sound.

امواج با صدایی ریتمیک به ساحل برخورد کردند.

after too much eggnog, he was completely sloshed.

بعد از نوشیدن مقدار زیادی یول، او کاملاً مست بود.

the water sloshed over the edge of the bucket.

آب از لبه سطل سرریز شد.

she sloshed the paint onto the canvas with abandon.

او با بی‌خیالی رنگ را روی بوم ریخت.

the car sloshed through the deep mud with ease.

ماشین به راحتی از میان گل‌های عمیق عبور کرد.

he sloshed around in his chair, clearly uncomfortable.

او در صندلی‌اش به اطراف رفت و آمد کرد و به وضوح ناراحت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید