pre-briefing meeting
جلسه قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing call
تماس قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing document
مستندات قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing session
جلسه قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing notes
یادداشتهای قبل از اطلاع رسانی
attending pre-briefing
شرکت در جلسه قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing scheduled
جلسه قبل از اطلاع رسانی برنامهریزی شده است
pre-briefing provided
اطلاع رسانی قبلی ارائه شده است
pre-briefing materials
مواد قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing agenda
برنامه قبل از اطلاع رسانی
the team received a thorough pre-briefing before the client meeting.
تیم قبل از جلسه با مشتری یک پیش توضیح جامع دریافت کرد.
a short pre-briefing ensured everyone understood the project goals.
یک پیش توضیح کوتاه مطمئن کرد که همه اهداف پروژه را درک کردهاند.
we held a pre-briefing to outline the agenda for the day.
ما یک پیش توضیح برگزار کردیم تا برنامه روز را مشخص کنیم.
the pre-briefing covered key talking points and potential questions.
پیش توضیح به بررسی نکات کلیدی و سوالات احتمالی پرداخت.
a detailed pre-briefing is essential for successful negotiations.
یک پیش توضیح جزئیاتی برای مذاکرات موفق ضروری است.
the sales team attended a pre-briefing on the new product line.
تیم فروش در یک پیش توضیح در مورد خط تولید محصول جدید شرکت کردند.
following the pre-briefing, we were well-prepared for the presentation.
پس از پیش توضیح، ما برای ارائه خوب آماده بودیم.
the pre-briefing provided context for the upcoming strategic discussion.
پیش توضیح زمینهای برای بحث استراتژیک آینده فراهم کرد.
a quick pre-briefing helped align the team on the key objectives.
یک پیش توضیح سریع به همراستا کردن تیم در مورد اهداف کلیدی کمک کرد.
the speaker delivered a concise pre-briefing to the audience.
سخنران یک پیش توضیح مختصر به مخاطبین ارائه داد.
the pre-briefing included a review of relevant data and background information.
پیش توضیح شامل مرور دادههای مرتبط و اطلاعات پسزمینه بود.
pre-briefing meeting
جلسه قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing call
تماس قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing document
مستندات قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing session
جلسه قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing notes
یادداشتهای قبل از اطلاع رسانی
attending pre-briefing
شرکت در جلسه قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing scheduled
جلسه قبل از اطلاع رسانی برنامهریزی شده است
pre-briefing provided
اطلاع رسانی قبلی ارائه شده است
pre-briefing materials
مواد قبل از اطلاع رسانی
pre-briefing agenda
برنامه قبل از اطلاع رسانی
the team received a thorough pre-briefing before the client meeting.
تیم قبل از جلسه با مشتری یک پیش توضیح جامع دریافت کرد.
a short pre-briefing ensured everyone understood the project goals.
یک پیش توضیح کوتاه مطمئن کرد که همه اهداف پروژه را درک کردهاند.
we held a pre-briefing to outline the agenda for the day.
ما یک پیش توضیح برگزار کردیم تا برنامه روز را مشخص کنیم.
the pre-briefing covered key talking points and potential questions.
پیش توضیح به بررسی نکات کلیدی و سوالات احتمالی پرداخت.
a detailed pre-briefing is essential for successful negotiations.
یک پیش توضیح جزئیاتی برای مذاکرات موفق ضروری است.
the sales team attended a pre-briefing on the new product line.
تیم فروش در یک پیش توضیح در مورد خط تولید محصول جدید شرکت کردند.
following the pre-briefing, we were well-prepared for the presentation.
پس از پیش توضیح، ما برای ارائه خوب آماده بودیم.
the pre-briefing provided context for the upcoming strategic discussion.
پیش توضیح زمینهای برای بحث استراتژیک آینده فراهم کرد.
a quick pre-briefing helped align the team on the key objectives.
یک پیش توضیح سریع به همراستا کردن تیم در مورد اهداف کلیدی کمک کرد.
the speaker delivered a concise pre-briefing to the audience.
سخنران یک پیش توضیح مختصر به مخاطبین ارائه داد.
the pre-briefing included a review of relevant data and background information.
پیش توضیح شامل مرور دادههای مرتبط و اطلاعات پسزمینه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید