preacher

[ایالات متحده]/ˈpriːtʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈpriːtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که خطبه یا سخنرانی می‌کند، معمولاً یک رهبر مذهبی یا وزیر.
Word Forms
جمعpreachers

جملات نمونه

peripatetic country preachers

واعظان دوره‌گرد روستایی

a preacher of great power and eloquence.

یک واعظ با قدرت و فصاحت بزرگ.

such words as these cost the preacher his frock.

چنین سخنانی باعث از دست دادن ردای واعظ شد.

He is doubling the parts of a preacher and a teacher.

او نقش یک واعظ و معلم را دو برابر می‌کند.

The preacher addressed a congregation of more than one thousand people.

واعظ با مجمعی از بیش از یک هزار نفر صحبت کرد.

but lord, we all do that -- leastways most of us -- preachers and such like.

اما پروردگارا، ما همگی این کار را انجام می دهیم - حداقل بیشتر ما - واعظان و کسانی که شبیه آنها هستند.

In the sermon the preacher hereby notifies the congregation that it is dead and buried –an ex-people.This is not a metaphor, this is our reality coram Deo.

در سخنرانی، واعظ بدینوسیله به اطلاع مجمع می رساند که مرده و مدفون شده است – یک مردم سابق. این یک استعاره نیست، این واقعیت ما در برابر خدا است.

And he also becomes a drowned man in the official circles, a fratricide as well as a preacher of the then cultural tyranny.

و او نیز به یک مرد غرق شده در حلقه های رسمی تبدیل می شود، یک برادر کش نیز و همچنین یک واعظ از ظلم فرهنگی آن زمان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید