prearrangement

[ایالات متحده]/ˌpriːəˈreɪndʒmənt/
[بریتانیا]/ˌpriːəˈreɪndʒmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ترتیب دادن چیزی از قبل؛ ترتیبی که از پیش انجام شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

prearrangement details

جزئیات پیش‌مقدمات

prearrangement process

فرآیند پیش‌مقدمات

prearrangement agreement

توافقنامه پیش‌مقدمات

prearrangement meeting

جلسه پیش‌مقدمات

prearrangement plan

برنامه پیش‌مقدمات

prearrangement service

خدمات پیش‌مقدمات

prearrangement policy

سیاست پیش‌مقدمات

prearrangement timeline

جدول زمانی پیش‌مقدمات

prearrangement schedule

برنامه زمانبندی پیش‌مقدمات

prearrangement confirmation

تاییدیه پیش‌مقدمات

جملات نمونه

our trip requires careful prearrangement.

سفر ما نیاز به برنامه‌ریزی دقیق و از قبل دارد.

prearrangement of the meeting will save us time.

برنامه‌ریزی قبلی جلسه در زمان ما صرفه‌جویی خواهد کرد.

she made a prearrangement for the event.

او برای این رویداد برنامه‌ریزی از قبل کرد.

prearrangement is essential for a successful project.

برنامه‌ریزی از قبل برای یک پروژه موفق ضروری است.

they discussed the prearrangement details over lunch.

آنها جزئیات برنامه‌ریزی از قبل را در هنگام صرف ناهار مورد بحث قرار دادند.

his prearrangement helped avoid last-minute chaos.

برنامه‌ریزی قبلی او به جلوگیری از هرج و مرج در دقیقه آخر کمک کرد.

we need to finalize the prearrangement soon.

ما باید به زودی برنامه‌ریزی از قبل را نهایی کنیم.

the prearrangement of logistics was flawless.

برنامه‌ریزی لجستیک کاملاً بی‌نقص بود.

she appreciated the prearrangement for the surprise party.

او از برنامه‌ریزی برای مهمانی غافلگیری قدردانی کرد.

prearrangement of seating can enhance the event experience.

برنامه‌ریزی نشستن می‌تواند تجربه رویداد را ارتقا دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید