predestined

[ایالات متحده]/ˌpriːˈdɛstɪnd/
[بریتانیا]/ˌpriːˈdɛstɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از پیش تعیین شده
v. گذشته و قسمت گذشته predestine; از پیش تعیین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

predestined fate

سرنوشت از پیش تعیین شده

predestined path

مسیر از پیش تعیین شده

predestined love

عشق از پیش تعیین شده

predestined future

آینده از پیش تعیین شده

predestined events

رویدادهای از پیش تعیین شده

predestined choice

انتخاب از پیش تعیین شده

predestined destiny

سرنوشت از پیش تعیین شده

predestined journey

سفر از پیش تعیین شده

predestined role

نقش از پیش تعیین شده

predestined outcome

نتیجه از پیش تعیین شده

جملات نمونه

our meeting felt predestined from the start.

جلسه ما از ابتدا سرنوشت‌محور به نظر می‌رسید.

he believes that their love was predestined.

او معتقد است که عشق آنها از قبل مقدر بود.

some people think that success is predestined.

برخی افراد فکر می‌کنند که موفقیت از قبل مقدر است.

she felt that her career path was predestined.

او احساس می‌کرد که مسیر شغلی‌اش از قبل مقدر بود.

their friendship seemed predestined by fate.

دوستی آنها به نظر می‌رسید که توسط سرنوشت مقدر شده است.

he often speaks of a predestined journey.

او اغلب از سفری که از قبل مقدر شده صحبت می‌کند.

many cultures believe in predestined events.

فرهنگ‌های بسیاری در رویدادهای مقدر شده با ایمانند.

she has a predestined role in the family business.

او نقش مقدر شده‌ای در کسب و کار خانوادگی دارد.

they were predestined to meet at that moment.

آنها برای ملاقات در آن لحظه از قبل مقدر شده بودند.

he feels that his talent is predestined.

او احساس می‌کند که استعدادش از قبل مقدر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید