preexists

[ایالات متحده]/priːɪɡˈzɪsts/
[بریتانیا]/priːɪɡˈzɪsts/

ترجمه

v. وجود داشتن قبل از چیز دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

preexists in nature

در طبیعت وجود دارد

preexists the event

قبل از وقوع وجود دارد

preexists the law

قبل از قانون وجود دارد

preexists human thought

قبل از تفکر انسان وجود دارد

preexists the theory

قبل از نظریه وجود دارد

preexists cultural norms

قبل از هنجارهای فرهنگی وجود دارد

preexists the framework

قبل از چارچوب وجود دارد

preexists historical context

قبل از زمینه تاریخی وجود دارد

preexists societal changes

قبل از تغییرات اجتماعی وجود دارد

preexists personal experience

قبل از تجربه شخصی وجود دارد

جملات نمونه

the concept of time preexists our understanding of it.

مفهوم زمان قبل از درک ما از آن وجود دارد.

in philosophy, the idea of the soul preexists the body.

در فلسفه، ایده روح قبل از بدن وجود دارد.

this belief preexists many cultures throughout history.

این باور در بسیاری از فرهنگ‌ها در طول تاریخ وجود داشته است.

the law preexists the current regulations in the country.

قانون قبل از مقررات فعلی در کشور وجود دارد.

her talent for music preexists her formal training.

استعداد او در موسیقی قبل از آموزش رسمی او وجود داشته است.

the rivalry between the teams preexists this season.

رقابت بین دو تیم قبل از این فصل وجود داشته است.

the tradition of storytelling preexists written language.

رسوم داستان‌گویی قبل از زبان نوشتاری وجود داشته است.

his interest in art preexists his career as an artist.

علاقه او به هنر قبل از شغل او به عنوان یک هنرمند وجود داشته است.

the environmental issue preexists our current awareness.

مشکلات زیست محیطی قبل از آگاهی فعلی ما وجود داشته است.

the relationship between the two families preexists their friendship.

رابطه بین دو خانواده قبل از دوستی آنها وجود داشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید