prepped

[ایالات متحده]/[ˈprept]/
[بریتانیا]/[ˈprept]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (زمان گذشته کلمه‌ای که به معنای آماده‌سازی است) آماده کردن چیزی یا کسی برای چیزی؛ آماده کردن چیزی برای استفاده؛ آمادگی خود برای چیزی.
adj. آماده شده؛ آماده.

عبارات و ترکیب‌ها

prepped the food

غذا را آماده کرد

prepped and ready

آماده شده و آماده است

prepping for launch

برای راه اندازی آماده سازی می‌شود

prepped thoroughly

به طور کامل آماده شده

prepped in advance

قبل از زمان آماده شده

being prepped

در حال آماده سازی است

prepped presentation

ارائه آماده شده

prepped everything

همه چیز را آماده کرد

prepped the site

سایت را آماده کرد

prepped well

خوب آماده شده

جملات نمونه

the team was well-prepped for the championship game.

تیم برای بازی جام به خوبی آماده شده بود.

i prepped a delicious dinner for my family last night.

من شب گذشته یک شام لذت بخش برای خانواده‌ام آماده کردم.

are you prepped to give the presentation tomorrow?

آیا برای ارائه‌ای فردا آماده‌اید؟

she prepped the ingredients before starting to bake.

او قبل از شروع پختن مواد را آماده کرد.

he prepped the campsite for an overnight stay.

او کمپ را برای یک اقامت شبیه‌سازی کرد.

the soldiers were prepped and ready for deployment.

نیروهای نظامی آماده و آماده اعزام بودند.

we need to prep the data before analysis.

ما نیاز داریم قبل از تحلیل داده‌ها را آماده کنیم.

the athlete prepped rigorously for the marathon.

ورزشکار به طور جدی برای ماراثون آماده شد.

did you prep your laptop for the trip?

لپ تاپ خود را برای سفر آماده کردید؟

the kitchen was prepped for the holiday baking.

آشپزخانه برای پختن در ایام تعطیلات آماده شد.

they prepped the garden for the spring planting.

آنها گلخانه را برای کاشت بهاری آماده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید