unready

[ایالات متحده]/ʌnˈrɛdi/
[بریتانیا]/ʌnˈrɛdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آماده نیست; چابک نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unready to start

آماده شروع نیستم

unready for change

برای تغییر آماده نیستم

unready for action

برای اقدام آماده نیستم

unready to proceed

برای ادامه دادن آماده نیستم

unready for battle

برای نبرد آماده نیستم

unready to lead

برای رهبری آماده نیستم

unready to perform

برای اجرا آماده نیستم

unready for school

برای مدرسه آماده نیستم

unready to learn

برای یادگیری آماده نیستم

unready for life

برای زندگی آماده نیستم

جملات نمونه

he felt unready for the big presentation.

او احساس ناآمادگی برای ارائه بزرگ داشت.

she was unready to face the challenges ahead.

او برای مقابله با چالش‌های پیش رو آماده نبود.

the team was unready for the unexpected changes.

تیم برای تغییرات غیرمنتظره آماده نبود.

after months of training, he still felt unready.

بعد از ماه‌های آموزش، او هنوز احساس ناآمادگی می‌کرد.

they were unready for the sudden storm.

آنها برای طوفان ناگهانی آماده نبودند.

she realized she was unready to make a commitment.

او متوجه شد که برای متعهد شدن آماده نیست.

the student was unready for the final exam.

دانشجو برای امتحان نهایی آماده نبود.

despite the warning, they were unready for the evacuation.

با وجود هشدار، آنها برای تخلیه آماده نبودند.

he admitted he was unready to take on more responsibilities.

او اعتراف کرد که برای پذیرش مسئولیت‌های بیشتر آماده نیست.

feeling unready, she postponed her travel plans.

با احساس ناآمادگی، او برنامه‌های سفر خود را به تعویق انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید