presides

[ایالات متحده]/prɪˈzaɪdz/
[بریتانیا]/prɪˈzaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک جلسه یا گردهمایی در موقعیت قدرت بودن

عبارات و ترکیب‌ها

presides over

نظارت می کند

presides at

نظارت می کند

presides here

اینجا نظارت می کند

presides today

امروز نظارت می کند

presides jointly

به طور مشترک نظارت می کند

presides alone

به تنهایی نظارت می کند

presides regularly

به طور منظم نظارت می کند

presides effectively

به طور موثر نظارت می کند

presides actively

به طور فعال نظارت می کند

presides formally

به طور رسمی نظارت می کند

جملات نمونه

the judge presides over the court proceedings.

قاضی بر روند دادرسی دادگاه نظارت می‌کند.

the president presides at the annual meeting.

رئیس جمهور در جلسه سالانه ریاست می‌کند.

she presides as the chair of the committee.

او به عنوان رئیس کمیته ریاست می‌کند.

the principal presides during the school assembly.

مدیر در طول اجتماع مدرسه ریاست می‌کند.

he presides over the negotiations with great skill.

او با مهارت فراوان بر مذاکرات نظارت می‌کند.

the director presides at the film festival.

مدیر در جشنواره فیلم ریاست می‌کند.

the moderator presides over the debate.

مدیر جلسه بر بحث ریاست می‌کند.

the bishop presides at the religious ceremony.

اسقف در مراسم مذهبی ریاست می‌کند.

the ceo presides over the board meeting.

مدیرعامل بر جلسه هیئت مدیره ریاست می‌کند.

the judge presides with fairness and integrity.

قاضی با عدالت و یکپارچگی ریاست می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید