he resigns
او استعفا میدهد
she resigns
او استعفا میدهد
resigns immediately
بلافاصله استعفا میدهد
resigns voluntarily
به طور داوطلبانه استعفا میدهد
ceo resigns
مدیرعامل استعفا میدهد
he resigns now
او اکنون استعفا میدهد
she resigns today
او امروز استعفا میدهد
resigns from office
از سمت خود استعفا میدهد
officially resigns
به طور رسمی استعفا میدهد
resigns his position
از سمت خود استعفا میدهد
the manager resigns from his position after the merger.
مدیر پس از ادغام از سمت خود استعفا میدهد.
she resigns due to personal reasons.
او به دلیل مسائل شخصی استعفا میدهد.
he resigns to pursue a new career opportunity.
او برای دنبال کردن فرصت شغلی جدید استعفا میدهد.
the employee resigns after a long discussion with hr.
کارمند پس از بحث طولانی با واحد منابع انسانی استعفا میدهد.
many teachers resign at the end of the school year.
بسیاری از معلمان در پایان سال تحصیلی استعفا میدهند.
she resigns from the board to focus on her family.
او برای تمرکز بر خانوادهاش از هیئت مدیره استعفا میدهد.
he reluctantly resigns after years of service.
او پس از سالها خدمت با اکراه استعفا میدهد.
the ceo resigns amid the scandal.
مدیرعامل در بحبوحه رسوایی استعفا میدهد.
after careful consideration, she resigns from her role.
پس از بررسی دقیق، او از نقش خود استعفا میدهد.
he officially resigns in a public statement.
او رسماً در یک بیانیه عمومی استعفا میدهد.
he resigns
او استعفا میدهد
she resigns
او استعفا میدهد
resigns immediately
بلافاصله استعفا میدهد
resigns voluntarily
به طور داوطلبانه استعفا میدهد
ceo resigns
مدیرعامل استعفا میدهد
he resigns now
او اکنون استعفا میدهد
she resigns today
او امروز استعفا میدهد
resigns from office
از سمت خود استعفا میدهد
officially resigns
به طور رسمی استعفا میدهد
resigns his position
از سمت خود استعفا میدهد
the manager resigns from his position after the merger.
مدیر پس از ادغام از سمت خود استعفا میدهد.
she resigns due to personal reasons.
او به دلیل مسائل شخصی استعفا میدهد.
he resigns to pursue a new career opportunity.
او برای دنبال کردن فرصت شغلی جدید استعفا میدهد.
the employee resigns after a long discussion with hr.
کارمند پس از بحث طولانی با واحد منابع انسانی استعفا میدهد.
many teachers resign at the end of the school year.
بسیاری از معلمان در پایان سال تحصیلی استعفا میدهند.
she resigns from the board to focus on her family.
او برای تمرکز بر خانوادهاش از هیئت مدیره استعفا میدهد.
he reluctantly resigns after years of service.
او پس از سالها خدمت با اکراه استعفا میدهد.
the ceo resigns amid the scandal.
مدیرعامل در بحبوحه رسوایی استعفا میدهد.
after careful consideration, she resigns from her role.
پس از بررسی دقیق، او از نقش خود استعفا میدهد.
he officially resigns in a public statement.
او رسماً در یک بیانیه عمومی استعفا میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید