resigns

[ایالات متحده]/rɪˈzaɪnz/
[بریتانیا]/rɪˈzaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور داوطلبانه از یک شغل یا موقعیت خارج شدن؛ رها کردن یا واگذار کردن؛ مطیع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he resigns

او استعفا می‌دهد

she resigns

او استعفا می‌دهد

resigns immediately

بلافاصله استعفا می‌دهد

resigns voluntarily

به طور داوطلبانه استعفا می‌دهد

ceo resigns

مدیرعامل استعفا می‌دهد

he resigns now

او اکنون استعفا می‌دهد

she resigns today

او امروز استعفا می‌دهد

resigns from office

از سمت خود استعفا می‌دهد

officially resigns

به طور رسمی استعفا می‌دهد

resigns his position

از سمت خود استعفا می‌دهد

جملات نمونه

the manager resigns from his position after the merger.

مدیر پس از ادغام از سمت خود استعفا می‌دهد.

she resigns due to personal reasons.

او به دلیل مسائل شخصی استعفا می‌دهد.

he resigns to pursue a new career opportunity.

او برای دنبال کردن فرصت شغلی جدید استعفا می‌دهد.

the employee resigns after a long discussion with hr.

کارمند پس از بحث طولانی با واحد منابع انسانی استعفا می‌دهد.

many teachers resign at the end of the school year.

بسیاری از معلمان در پایان سال تحصیلی استعفا می‌دهند.

she resigns from the board to focus on her family.

او برای تمرکز بر خانواده‌اش از هیئت مدیره استعفا می‌دهد.

he reluctantly resigns after years of service.

او پس از سال‌ها خدمت با اکراه استعفا می‌دهد.

the ceo resigns amid the scandal.

مدیرعامل در بحبوحه رسوایی استعفا می‌دهد.

after careful consideration, she resigns from her role.

پس از بررسی دقیق، او از نقش خود استعفا می‌دهد.

he officially resigns in a public statement.

او رسماً در یک بیانیه عمومی استعفا می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید