presumptuousnesses

[ایالات متحده]/prɪˈzʌmptʃuəsnəsɪz/
[بریتانیا]/prɪˈzʌmptʃuəsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی مبنی بر خودمحوری؛ نمونه‌ای از این کیفیت؛ رفتار خود رایانه؛ کیفیتی که فرد خود را همیشه درست می‌داند؛ طبیعت مسلط یا خودخواهانه؛ رفتار خودمحور

عبارات و ترکیب‌ها

show presumptuousness

خودپسندی نشان دادن

her presumptuousness

خودپسندی او

his presumptuousness

خودپسندی او

excessive presumptuousness

خودپسندی بیش از حد

display presumptuousness

خودپسندی نشان دادن

presumptuousness in action

خودپسندی در عمل

lack of presumptuousness

کمبود خودپسندی

overcoming presumptuousness

پیروزی بر خودپسندی

presumptuousness of youth

خودپسندی جوانی

avoid presumptuousness

خودپسندی را اجتناب کن

جملات نمونه

his presumptuousnesses in demanding a promotion after only one month astounded his colleagues.

اظهارات مغرانه او در درخواست ترفیع پس از تنها یک ماه، همکارانش را شگفت‌زده کرد.

the presumptuousnesses of the newcomer in correcting the ceo's presentation were highly inappropriate.

اظهارات مغرانه تازه‌وارد در تصحیح ارائه‌ مدیرعامل بسیار نامناسب بود.

her multiple presumptuousnesses throughout the project alienated her entire team.

اظهارات مغرانه متعدد او در طول پروژه، کل تیمش را بیگانه کرد.

the politician's presumptuousnesses during the debate cost him many supporters.

اظهارات مغرانه سیاستمدار در طول مناظره، باعث از دست دادن بسیاری از حامیانش شد.

the team's presumptuousnesses in underestimating their opponents led to a surprising defeat.

اظهارات مغرانه تیم در دست کم گرفتن حریفانشان منجر به یک شکست غیرمنتظره شد.

his constant presumptuousnesses made it impossible for anyone to work with him.

اظهارات مغرانه دائمی او باعث شد که برای هیچ کس امکان کار با او وجود نداشته باشد.

the applicant's presumptuousnesses during the interview immediately disqualified him.

اظهارات مغرانه متقاضی در طول مصاحبه، بلافاصله او را حذف کرد.

her presumptuousnesses in speaking for the entire department without authorization were unacceptable.

اظهارات مغرانه او در صحبت کردن به جای کل بخش بدون مجوز غیرقابل قبول بود.

the manager's presumptuousnesses resulted in the loss of the company's biggest client.

اظهارات مغرانه مدیر باعث از دست دادن بزرگترین مشتری شرکت شد.

the athlete's presumptuousnesses after one victory proved to be his downfall.

اظهارات مغرانه ورزشکار پس از یک پیروزی، به سقوط او منجر شد.

the student's presumptuousnesses in correcting the professor were met with criticism.

اظهارات مغرانه دانشجو در تصحیح پروفسور با انتقاد روبرو شد.

the company's presumptuousnesses in ignoring customer feedback led to a public relations disaster.

اظهارات مغرانه شرکت در نادیده گرفتن بازخورد مشتریان منجر به یک فاجعه روابط عمومی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید