presumptuousness

[ایالات متحده]/[prɪˈzʌmptnəs]/
[بریتانیا]/[prɪˈzʌmptnəs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی یا حالت تکبرآمیز؛ خودبزرگ‌بینی.؛ یک اقدام یا اظهار نظر تکبرآمیز.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

avoiding presumptuousness

اجتناب از غرور

displaying presumptuousness

نشان دادن غرور

with presumptuousness

با غرور

full of presumptuousness

پر از غرور

sense of presumptuousness

حس غرور

showed presumptuousness

غرور را نشان داد

lacked presumptuousness

فاقد غرور بود

criticized presumptuousness

غرور را مورد انتقاد قرار داد

example of presumptuousness

نمونه‌ای از غرور

air of presumptuousness

فضای غرور

جملات نمونه

his presumptuousness in assuming he'd get the promotion was quite irritating.

این غرور و خودبزرگی او در این‌که فکر می‌کرد باید ترفیع بگیرد، بسیار آزاردهنده بود.

we were shocked by the presumptuousness of their behavior at the dinner party.

ما از غرور و خودبزرگی رفتارهایشان در مهمانی شام شوکه شدیم.

the candidate's presumptuousness alienated many potential voters.

غرور و خودبزرگی نامزد، بسیاری از رای‌دهندگان بالقوه را بیگانه کرد.

she bristled at his presumptuousness and walked away.

او در برابر غرور و خودبزرگی او واکنش نشان داد و رفت.

there's a fine line between confidence and presumptuousness in business.

در کسب و کار، خطی ظریف بین اعتماد به نفس و غرور و خودبزرگی وجود دارد.

i found his presumptuousness regarding my work to be unacceptable.

من رفتار او در مورد کار من را غیرقابل قبول می‌دانستم.

the company frowned upon any display of presumptuousness from its employees.

شرکت با هرگونه نشان دادن غرور و خودبزرگی از سوی کارمندان خود مخالفت می‌کرد.

her presumptuousness stemmed from a place of insecurity, i believe.

به نظر من، غرور و خودبزرگی او از جایی ریشه می‌گرفت که احساس ناامنی می‌کرد.

we cautioned him against the dangers of presumptuousness and arrogance.

ما او را در مورد خطرات غرور و خودبزرگی و خودخواهی هشدار دادیم.

the editor rejected the manuscript due to its tone of presumptuousness.

ویراستار به دلیل لحن غرور و خودبزرگی، دست‌نویس را رد کرد.

despite her success, she lacked the grace to avoid presumptuousness.

با وجود موفقیتش، او فاقد ظرافت لازم برای اجتناب از غرور و خودبزرگی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید