preventible disease
جلوگیری پذیر
preventible accidents
جلوگیری پذیر
preventible measures
جلوگیری پذیر
preventible outcomes
جلوگیری پذیر
preventible loss
جلوگیری پذیر
preventible suffering
جلوگیری پذیر
preventible complications
جلوگیری پذیر
preventible deaths
جلوگیری پذیر
many childhood illnesses are now preventable with vaccines.
بسیاری از بیماریهای دوران کودکی اکنون با واکسیناسیون قابل پیشگیری هستند.
the accident was a preventable tragedy caused by human error.
این حادثه یک تراژدی قابل پیشگیری بود که ناشی از خطای انسانی بود.
lifestyle changes can prevent many preventable diseases.
تغییرات شیوه زندگی میتواند از بسیاری از بیماریهای قابل پیشگیری جلوگیری کند.
it's crucial to address preventable risk factors in public health.
رسیدگی به عوامل خطر قابل پیشگیری در بهداشت عمومی بسیار مهم است.
the fire was a preventable incident due to faulty wiring.
آتشسوزی یک حادثه قابل پیشگیری بود که به دلیل سیمکشی معیوب رخ داده بود.
focusing on prevention is key to reducing preventable hospitalizations.
تمرکز بر پیشگیری کلید کاهش بستریهای قابل پیشگیری است.
regular check-ups can help prevent preventable health problems.
معاینات منظم میتواند به پیشگیری از مشکلات بهداشتی قابل پیشگیری کمک کند.
implementing safety measures can prevent many preventable workplace injuries.
اجرای اقدامات ایمنی میتواند از بسیاری از آسیبهای قابل پیشگیری در محل کار جلوگیری کند.
education plays a vital role in preventing preventable infections.
آموزش نقش حیاتی در پیشگیری از عفونتهای قابل پیشگیری ایفا میکند.
addressing social determinants can prevent preventable health disparities.
رسیدگی به عوامل اجتماعی میتواند از نابرابریهای بهداشتی قابل پیشگیری جلوگیری کند.
early intervention programs can prevent many preventable developmental delays.
برنامههای مداخله زودهنگام میتواند از بسیاری از تأخیرهای رشدی قابل پیشگیری جلوگیری کند.
preventible disease
جلوگیری پذیر
preventible accidents
جلوگیری پذیر
preventible measures
جلوگیری پذیر
preventible outcomes
جلوگیری پذیر
preventible loss
جلوگیری پذیر
preventible suffering
جلوگیری پذیر
preventible complications
جلوگیری پذیر
preventible deaths
جلوگیری پذیر
many childhood illnesses are now preventable with vaccines.
بسیاری از بیماریهای دوران کودکی اکنون با واکسیناسیون قابل پیشگیری هستند.
the accident was a preventable tragedy caused by human error.
این حادثه یک تراژدی قابل پیشگیری بود که ناشی از خطای انسانی بود.
lifestyle changes can prevent many preventable diseases.
تغییرات شیوه زندگی میتواند از بسیاری از بیماریهای قابل پیشگیری جلوگیری کند.
it's crucial to address preventable risk factors in public health.
رسیدگی به عوامل خطر قابل پیشگیری در بهداشت عمومی بسیار مهم است.
the fire was a preventable incident due to faulty wiring.
آتشسوزی یک حادثه قابل پیشگیری بود که به دلیل سیمکشی معیوب رخ داده بود.
focusing on prevention is key to reducing preventable hospitalizations.
تمرکز بر پیشگیری کلید کاهش بستریهای قابل پیشگیری است.
regular check-ups can help prevent preventable health problems.
معاینات منظم میتواند به پیشگیری از مشکلات بهداشتی قابل پیشگیری کمک کند.
implementing safety measures can prevent many preventable workplace injuries.
اجرای اقدامات ایمنی میتواند از بسیاری از آسیبهای قابل پیشگیری در محل کار جلوگیری کند.
education plays a vital role in preventing preventable infections.
آموزش نقش حیاتی در پیشگیری از عفونتهای قابل پیشگیری ایفا میکند.
addressing social determinants can prevent preventable health disparities.
رسیدگی به عوامل اجتماعی میتواند از نابرابریهای بهداشتی قابل پیشگیری جلوگیری کند.
early intervention programs can prevent many preventable developmental delays.
برنامههای مداخله زودهنگام میتواند از بسیاری از تأخیرهای رشدی قابل پیشگیری جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید