pro-woman policies
سیاستهای پشتیبانی از زنان
being pro-woman
پشتیبانی از زنان بودن
pro-woman stance
وضعیت پشتیبانی از زنان
a pro-woman leader
یک رهبر پشتیبان از زنان
pro-woman initiatives
مبادرات پشتیبانی از زنان
was pro-woman
پشتیبان از زنان بود
pro-woman advocate
مبارز پشتیبانی از زنان
strongly pro-woman
به شدت پشتیبان از زنان
pro-woman movement
حرکت پشتیبانی از زنان
becoming pro-woman
در حال شدن پشتیبان از زنان
the candidate's pro-woman policies resonated with female voters.
سیاستهای پشتیبانی از زنان نامزد با رایدهندگان زن همپیمان شد.
we need more pro-woman legislation to ensure equal pay.
ما نیاز به قوانین بیشتری پشتیبانی از زنان داریم تا برابری حقوق را تضمین کنیم.
the organization is strongly pro-woman and advocates for reproductive rights.
این سازمان به شدت پشتیبانی از زنان است و حقوق تولید مثل را دفاع میکند.
his pro-woman stance helped him gain support in the election.
وضعیت پشتیبانی از زنان او به او کمک کرد تا در انتخابات حمایت کسب کند.
the company has implemented several pro-woman initiatives in the workplace.
شرکت چندین اقدام پشتیبانی از زنان را در محیط کار اجرا کرده است.
she is a passionate and vocal pro-woman activist.
او یک فعال اجتماعی پشتیبانی از زنان شجاع و صدای خود را دارد.
the pro-woman movement continues to fight for gender equality.
حرکت پشتیبانی از زنان به طور مداوم برای برابری جنسیتی میجنگد.
it's important to support pro-woman businesses and entrepreneurs.
پشتیبانی از کسب و کارها و کارآفرینان پشتیبانی از زنان اهمیت دارد.
the speaker delivered a powerful pro-woman speech to the audience.
سخنران یک سخنرانی قدرتمند پشتیبانی از زنان به مخاطبان ارائه داد.
the media coverage was largely pro-woman and supportive of their achievements.
پوشش رسانهای به طور گستردهای پشتیبانی از زنان بود و از دستاوردشان حمایت میکرد.
a pro-woman approach is essential for creating a more equitable society.
رویکرد پشتیبانی از زنان برای ایجاد یک جامعه عادلانهتر ضروری است.
pro-woman policies
سیاستهای پشتیبانی از زنان
being pro-woman
پشتیبانی از زنان بودن
pro-woman stance
وضعیت پشتیبانی از زنان
a pro-woman leader
یک رهبر پشتیبان از زنان
pro-woman initiatives
مبادرات پشتیبانی از زنان
was pro-woman
پشتیبان از زنان بود
pro-woman advocate
مبارز پشتیبانی از زنان
strongly pro-woman
به شدت پشتیبان از زنان
pro-woman movement
حرکت پشتیبانی از زنان
becoming pro-woman
در حال شدن پشتیبان از زنان
the candidate's pro-woman policies resonated with female voters.
سیاستهای پشتیبانی از زنان نامزد با رایدهندگان زن همپیمان شد.
we need more pro-woman legislation to ensure equal pay.
ما نیاز به قوانین بیشتری پشتیبانی از زنان داریم تا برابری حقوق را تضمین کنیم.
the organization is strongly pro-woman and advocates for reproductive rights.
این سازمان به شدت پشتیبانی از زنان است و حقوق تولید مثل را دفاع میکند.
his pro-woman stance helped him gain support in the election.
وضعیت پشتیبانی از زنان او به او کمک کرد تا در انتخابات حمایت کسب کند.
the company has implemented several pro-woman initiatives in the workplace.
شرکت چندین اقدام پشتیبانی از زنان را در محیط کار اجرا کرده است.
she is a passionate and vocal pro-woman activist.
او یک فعال اجتماعی پشتیبانی از زنان شجاع و صدای خود را دارد.
the pro-woman movement continues to fight for gender equality.
حرکت پشتیبانی از زنان به طور مداوم برای برابری جنسیتی میجنگد.
it's important to support pro-woman businesses and entrepreneurs.
پشتیبانی از کسب و کارها و کارآفرینان پشتیبانی از زنان اهمیت دارد.
the speaker delivered a powerful pro-woman speech to the audience.
سخنران یک سخنرانی قدرتمند پشتیبانی از زنان به مخاطبان ارائه داد.
the media coverage was largely pro-woman and supportive of their achievements.
پوشش رسانهای به طور گستردهای پشتیبانی از زنان بود و از دستاوردشان حمایت میکرد.
a pro-woman approach is essential for creating a more equitable society.
رویکرد پشتیبانی از زنان برای ایجاد یک جامعه عادلانهتر ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید