proclivities

[ایالات متحده]/prəˈklɪv.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/prəˈklɪv.ɪ.tiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایلات یا گرایش‌ها به سمت رفتارها یا فعالیت‌های خاص

عبارات و ترکیب‌ها

innate proclivities

گرایش‌های ذاتی

personal proclivities

گرایش‌های شخصی

strong proclivities

گرایش‌های قوی

behavioral proclivities

گرایش‌های رفتاری

artistic proclivities

گرایش‌های هنری

social proclivities

گرایش‌های اجتماعی

unconscious proclivities

گرایش‌های ناخودآگاه

emotional proclivities

گرایش‌های عاطفی

intellectual proclivities

گرایش‌های فکری

cultural proclivities

گرایش‌های فرهنگی

جملات نمونه

she has a proclivity for artistic expression.

او تمایلی برای بیان هنری دارد.

his proclivities often lead him to unconventional choices.

تمایلات او اغلب او را به انتخاب‌های غیرمتعارف سوق می‌دهد.

they noticed her proclivities towards leadership roles.

آنها متوجه تمایلات او به سمت نقش‌های رهبری شدند.

proclivities for risk-taking can be beneficial in business.

تمایل به پذیرش خطر می‌تواند در کسب و کار مفید باشد.

his proclivities in music shaped his career path.

تمایلات او در موسیقی مسیر شغلی‌اش را شکل داد.

she is aware of her proclivities and works to improve them.

او از تمایلات خود آگاه است و برای بهبود آنها تلاش می‌کند.

understanding your proclivities can enhance personal growth.

درک تمایلات خود می‌تواند باعث رشد شخصی شود.

his proclivities towards technology make him a great innovator.

تمایل او به سمت فناوری او را به یک نوآور بزرگ تبدیل کرده است.

they discussed their proclivities during the team-building exercise.

آنها تمایلات خود را در طول تمرین تیم‌سازی مورد بحث قرار دادند.

proclivities for certain hobbies can lead to new friendships.

تمایل به انجام سرگرمی‌های خاص می‌تواند منجر به دوستی‌های جدید شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید