progenitor

[ایالات متحده]/prəʊˈdʒenɪtə(r)/
[بریتانیا]/proʊˈdʒenɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجداد، پیشگام، پیشینی؛ اصلی، منبع
Word Forms

جملات نمونه

the progenitor of modern jazz.

نیاکان جاز مدرن

progenitors of the new music.

نوآوران موسیقی جدید

Mediterranean oat held to be progenitor of modern cultivated oat.

جو مدیترانه ای که به عنوان سرآغاز جو مدرن کشت شده در نظر گرفته می شود.

his sons and daughters were the progenitors of many of Scotland's leading noble families.

پسوران و دخترانش بنیان‌گذاران بسیاری از خانواده‌های اشرافی برجسته اسکاتلند بودند.

Abstract Objective: To study the effect of T-lymphocytes on hematopoietic progenitors in patients with paroxysmal nocturnal hemoglobinuria(PNH).

چکیده هدف: بررسی اثر لنفوسیت‌های T بر سلول‌های پیشساز خونساز در بیماران مبتلا به پنیکوپنی نوکتبال هموگلوبینوری (PNH).

Igura K, Zhang X, Takahashi K, et al. Isolation and characterization of mesenchymal progenitor cells from chorionic villi of human placenta. Cytotherapy 2004;6:543-53.

ایگورا کا، ژانگ اِکس، تاکاهاشی کا، و همکاران. جداسازی و مشخصه یابی سلول‌های پیش ساز مزانشیمی از پرزه‌جنینی جفت انسان. سیتوتراپی 2004؛6:543-53.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید