high prolificacy
فراوانی بالا
prolificacy rate
نرخ فراوانی
creative prolificacy
فراوانی خلاقانه
prolificacy growth
رشد فراوانی
artistic prolificacy
فراوانی هنری
prolificacy index
شاخص فراوانی
prolificacy culture
فرهنگ فراوانی
academic prolificacy
فراوانی علمی
prolificacy assessment
ارزیابی فراوانی
prolificacy standard
استاندارد فراوانی
his prolificacy in writing has earned him several awards.
فراوانی او در نوشتن باعث شده است که جوایز متعددی کسب کند.
the artist's prolificacy is evident in her numerous paintings.
فراوانی هنرمند در نقاشیهای متعدد او آشکار است.
prolificacy in research can lead to groundbreaking discoveries.
فراوانی در تحقیقات میتواند منجر به کشفهای پیشگامانه شود.
his prolificacy as a musician has made him a household name.
فراوانی او به عنوان یک نوازنده باعث شده است که او به یک نام خانگی تبدیل شود.
the prolificacy of the author is reflected in his extensive bibliography.
فراوانی نویسنده در کتابشناسی جامع او منعکس شده است.
her prolificacy in scientific publications is impressive.
فراوانی او در نشریات علمی قابل توجه است.
prolificacy in gardening can lead to a vibrant landscape.
فراوانی در باغبانی میتواند منجر به یک منظره زنده و پر جنب و جوش شود.
his prolificacy in creating software has revolutionized the industry.
فراوانی او در ایجاد نرمافزار باعث انقلاب در این صنعت شده است.
the prolificacy of ideas during brainstorming sessions is crucial.
فراوانی ایدهها در جلسات طوفان فکری بسیار مهم است.
her prolificacy in poetry has inspired many young writers.
فراوانی او در شعر الهام بخش بسیاری از نویسندگان جوان بوده است.
high prolificacy
فراوانی بالا
prolificacy rate
نرخ فراوانی
creative prolificacy
فراوانی خلاقانه
prolificacy growth
رشد فراوانی
artistic prolificacy
فراوانی هنری
prolificacy index
شاخص فراوانی
prolificacy culture
فرهنگ فراوانی
academic prolificacy
فراوانی علمی
prolificacy assessment
ارزیابی فراوانی
prolificacy standard
استاندارد فراوانی
his prolificacy in writing has earned him several awards.
فراوانی او در نوشتن باعث شده است که جوایز متعددی کسب کند.
the artist's prolificacy is evident in her numerous paintings.
فراوانی هنرمند در نقاشیهای متعدد او آشکار است.
prolificacy in research can lead to groundbreaking discoveries.
فراوانی در تحقیقات میتواند منجر به کشفهای پیشگامانه شود.
his prolificacy as a musician has made him a household name.
فراوانی او به عنوان یک نوازنده باعث شده است که او به یک نام خانگی تبدیل شود.
the prolificacy of the author is reflected in his extensive bibliography.
فراوانی نویسنده در کتابشناسی جامع او منعکس شده است.
her prolificacy in scientific publications is impressive.
فراوانی او در نشریات علمی قابل توجه است.
prolificacy in gardening can lead to a vibrant landscape.
فراوانی در باغبانی میتواند منجر به یک منظره زنده و پر جنب و جوش شود.
his prolificacy in creating software has revolutionized the industry.
فراوانی او در ایجاد نرمافزار باعث انقلاب در این صنعت شده است.
the prolificacy of ideas during brainstorming sessions is crucial.
فراوانی ایدهها در جلسات طوفان فکری بسیار مهم است.
her prolificacy in poetry has inspired many young writers.
فراوانی او در شعر الهام بخش بسیاری از نویسندگان جوان بوده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید