propagated

[ایالات متحده]/ˈprɒp.ə.ɡeɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈprɑː.pə.ɡeɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بازتولید یا تکثیر شده؛ گسترش یا ترویج شده

عبارات و ترکیب‌ها

propagated waves

امواج منتشر شده

propagated signals

سیگنال‌های منتشر شده

propagated effects

اثرات منتشر شده

propagated diseases

بیماری‌های منتشر شده

propagated energy

انرژی منتشر شده

propagated information

اطلاعات منتشر شده

propagated light

نور منتشر شده

propagated vibrations

لرزش‌های منتشر شده

propagated forces

نیروی منتشر شده

propagated patterns

الگوهای منتشر شده

جملات نمونه

the virus propagated rapidly through the population.

ویروس به سرعت در میان جمعیت گسترش یافت.

new ideas are often propagated by social media.

ایده‌های جدید اغلب از طریق رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند.

the theory was propagated by influential scientists.

این نظریه توسط دانشمندان تأثیرگذار منتشر شد.

information can be propagated easily in the digital age.

اطلاعات را می‌توان به راحتی در عصر دیجیتال منتشر کرد.

he propagated his beliefs through public speaking.

او باورهای خود را از طریق سخنرانی در ملا عام منتشر کرد.

the new policy was propagated to all employees.

سیاست جدید به اطلاع همه کارمندان رسانده شد.

rumors can be propagated quickly in small communities.

شایعات می‌توانند به سرعت در جوامع کوچک منتشر شوند.

plants can be propagated from cuttings.

گیاهان را می‌توان از قلمه تکثیر کرد.

the concept was propagated through various workshops.

این مفهوم از طریق کارگاه‌های مختلف منتشر شد.

they propagated the culture through festivals and events.

آنها فرهنگ را از طریق جشنواره‌ها و رویدادها ترویج کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید