prophecies

[ایالات متحده]/ˈprɒfɪsiːz/
[بریتانیا]/ˈprɑːfɪsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پیشگویی; پیش‌بینی‌ها درباره آینده

عبارات و ترکیب‌ها

broken prophecies

پیشگویی‌های شکسته

true prophecies

پیشگویی‌های درست

ancient prophecies

پیشگویی‌های باستانی

false prophecies

پیشگویی‌های نادرست

hidden prophecies

پیشگویی‌های پنهان

fulfilled prophecies

پیشگویی‌های محقق شده

future prophecies

پیشگویی‌های آینده

divine prophecies

پیشگویی‌های الهی

mystical prophecies

پیشگویی‌های عرفانی

lost prophecies

پیشگویی‌های گمشده

جملات نمونه

many ancient prophecies predicted the rise of great leaders.

پیشگویی‌های باستانی بسیاری از ظهور رهبران بزرگ خبر دادند.

she studied the prophecies to uncover hidden truths.

او پیشگویی‌ها را برای کشف حقایق پنهان مطالعه کرد.

the prophecies spoke of a time of great change.

پیشگویی‌ها از دورانی از تغییرات بزرگ صحبت می‌کردند.

his life seemed to follow the path of the prophecies.

زندگی او به نظر می‌رسید که مسیر پیشگویی‌ها را دنبال می‌کند.

they believed the prophecies would come true eventually.

آنها معتقد بودند که پیشگویی‌ها در نهایت به حقیقت تبدیل خواهند شد.

interpreting the prophecies requires deep understanding.

تفسیر پیشگویی‌ها نیاز به درک عمیق دارد.

the prophecies were written in ancient texts.

پیشگویی‌ها در متون باستانی نوشته شده بودند.

many cultures have their own unique prophecies.

فرهنگ‌های بسیاری پیشگویی‌های منحصر به فرد خود را دارند.

prophecies often reflect the hopes and fears of society.

پیشگویی‌ها اغلب بازتابی از امیدها و ترس‌های جامعه هستند.

he claimed to have the ability to interpret prophecies.

او ادعا کرد که توانایی تفسیر پیشگویی‌ها را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید