prophesy

[ایالات متحده]/ˈprɒfəsaɪ/
[بریتانیا]/ˈprɑːfəsaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پیش‌بینی یا پیش‌گویی آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد
vi. پیش‌بینی یا پیش‌گویی رویدادهای آینده؛ موعظه کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلprophesied
صفت یا فعل حال استمراریprophesying
زمان گذشتهprophesied
شکل سوم شخص مفردprophesies

عبارات و ترکیب‌ها

prophesy the future

پیش‌بینی آینده

جملات نمونه

prophesy who will win the election

پیش‌بینی کردن کسی که در انتخابات برنده می‌شود

to prophesy who will win the election

پیش‌بینی کردن کسی که در انتخابات برنده می‌شود

prophesying a stock-market boom;

پیش‌بینی یک رونق در بازار سهام;

Jacques was prophesying a bumper harvest.

ژاک بود که پیش بینی می کرد برداشت فراوان خواهد بود.

when a man prophesies, it is because the Spirit of the Lord comes upon him.

وقتی مردی پیش‌گویی می‌کند، به این دلیل است که روح خداوند بر او نازل می‌شود.

28 For they either go mad with enjoyment, or prophesy lies, or live lawlessly or lightly forswear themselves.

28 زیرا آنها یا با لذت دیوانه می‌شوند، یا دروغ می‌گویند، یا بی‌قانونانه زندگی می‌کنند یا به راحتی خود را انکار می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

13 For all the Prophets and the Law prophesied until John.

آیه 13: همه انبیا و شریعت تا یحیی پیشگویی کردند.

منبع: Bible (original version)

Yes, as Rhett had prophesied, marriage could be a lot of fun.

بله، همانطور که رت پیشگویی کرده بود، ازدواج می تواند بسیار سرگرم کننده باشد.

منبع: Gone with the Wind

Just as Rasputin prophesied, his murder was swiftly followed by that of the royal family.

همانطور که راسپوتین پیشگویی کرده بود، قتل او به سرعت توسط قتل خانواده سلطنتی دنبال شد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Luckily for fans at the All England club, Ms King proved better at slicing backhands than at prophesy.

خوشبختانه برای طرفداران در باشگاه تنیس آل انگلند، خانم کینگ در برش ضربات پشتی بهتر از پیشگویی بود.

منبع: The Economist (Summary)

And they resigned to the reality and that becomes a self-fulfilling prophesy of course, their existence.

و آنها خود را با واقعیت کنار کشیدند و این به یک خودکفایی پیشگویی تبدیل می شود، البته وجود آنها.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

A young man ran and told Moses, " Eldad and Medad are prophesying in the camp" .

یک جوان دوید و به موسی گفت: «الداد و مداد در اردوگاه پیشگویی می کنند.

منبع: 04 Numbers Soundtrack Bible Theater Version - NIV

So I changed my plan, and instead of telling my own misfortunes, began to prophesy happiness to others.

بنابراین من برنامه خود را تغییر دادم و به جای گفتن بدبختی های خودم، شروع به پیشگویی خوشبختی به دیگران کردم.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

As Ashley had prophesied, there had been hell to pay since the legislature refused to ratify the amendment.

همانطور که اشلی پیشگویی کرده بود، از آنجایی که مجلس قانونگذاری از تصویب متمم امتناع کرد، جهنم وجود داشت.

منبع: Gone with the Wind

Did you know that Lydia Keats prophesied it from her horoscope?

آیا می دانستید که لیدیا کیتس آن را از نمودار تولد خود پیشگویی کرد؟

منبع: One Shilling Candle (Part Two)

“All will change, ” they prophesied, “when a maid catches his fancy! ” But the young warlock's fancy remained untouched.

«همه چیز تغییر خواهد کرد،» آنها پیشگویی کردند، «وقتی یک خدمتکار نظر او را جلب کند!» اما علاقه جوان جادوگر دست نخوردنی باقی ماند.

منبع: The Tales of Beedle the Bard by J.K. Rowling

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید