provincially funded
تامین مالی استانی
provincially governed
به صورت استانی اداره شده
provincially regulated
به صورت استانی تنظیم شده
provincially operated
به صورت استانی اداره شده
provincially appointed
به صورت استانی منصوب شده
provincially recognized
به صورت استانی به رسمیت شناخته شده
provincially supported
به صورت استانی پشتیبانی شده
provincially established
به صورت استانی ایجاد شده
provincially determined
به صورت استانی تعیین شده
provincially based
بر اساس استان
provincially, the laws can vary significantly.
در استانها، قوانین میتوانند تفاوتهای قابل توجهی داشته باشند.
the education system is managed provincially.
سیستم آموزشی به صورت استانی مدیریت میشود.
provincially funded programs are essential for local development.
برنامههای تأمین مالی استانی برای توسعه محلی ضروری هستند.
he was elected provincially last year.
او سال گذشته به صورت استانی انتخاب شد.
provincially, there are different standards for health care.
در استانها، استانداردهای مراقبتهای بهداشتی متفاوت است.
they are organizing the event provincially.
آنها در حال برگزاری رویداد به صورت استانی هستند.
provincially, the economy shows signs of growth.
در استانها، اقتصاد نشانههای رشد را نشان میدهد.
provincially, the budget allocations are under review.
در استانها، تخصیص بودجه در حال بررسی است.
the project was funded provincially to support local artists.
این پروژه به منظور حمایت از هنرمندان محلی به صورت استانی تأمین مالی شد.
provincially, the initiative aims to improve infrastructure.
این طرح به منظور بهبود زیرساختها به صورت استانی اجرا میشود.
provincially funded
تامین مالی استانی
provincially governed
به صورت استانی اداره شده
provincially regulated
به صورت استانی تنظیم شده
provincially operated
به صورت استانی اداره شده
provincially appointed
به صورت استانی منصوب شده
provincially recognized
به صورت استانی به رسمیت شناخته شده
provincially supported
به صورت استانی پشتیبانی شده
provincially established
به صورت استانی ایجاد شده
provincially determined
به صورت استانی تعیین شده
provincially based
بر اساس استان
provincially, the laws can vary significantly.
در استانها، قوانین میتوانند تفاوتهای قابل توجهی داشته باشند.
the education system is managed provincially.
سیستم آموزشی به صورت استانی مدیریت میشود.
provincially funded programs are essential for local development.
برنامههای تأمین مالی استانی برای توسعه محلی ضروری هستند.
he was elected provincially last year.
او سال گذشته به صورت استانی انتخاب شد.
provincially, there are different standards for health care.
در استانها، استانداردهای مراقبتهای بهداشتی متفاوت است.
they are organizing the event provincially.
آنها در حال برگزاری رویداد به صورت استانی هستند.
provincially, the economy shows signs of growth.
در استانها، اقتصاد نشانههای رشد را نشان میدهد.
provincially, the budget allocations are under review.
در استانها، تخصیص بودجه در حال بررسی است.
the project was funded provincially to support local artists.
این پروژه به منظور حمایت از هنرمندان محلی به صورت استانی تأمین مالی شد.
provincially, the initiative aims to improve infrastructure.
این طرح به منظور بهبود زیرساختها به صورت استانی اجرا میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید