provisioned

[ایالات متحده]/[prəˈvɪʒnd]/
[بریتانیا]/[prəˈvɪʒnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.(provisioned, provisioning, provisions) با آنچه لازم است، تأمین شده؛ مجهز؛ (provisioned, provisioning, provisions) با منابع یا خدمات ضروری تأمین کردن.
adj. با آنچه لازم است، تأمین شده؛ مجهز؛ با منابع یا خدمات ضروری تأمین شده.

عبارات و ترکیب‌ها

provisioned storage

فضای ذخیره‌سازی اختصاص‌یافته

provisioned bandwidth

پهنای باند اختصاص‌یافته

provisioned account

حساب اختصاص‌یافته

provisioned device

دستگاه اختصاص‌یافته

provisioning provisioned

تخصیص تخصیص‌یافته

provisioned resources

منابع اختصاص‌یافته

provisioned service

سرویس اختصاص‌یافته

provisioning process

فرآیند تخصیص

provisioned network

شبکه اختصاص‌یافته

provisioned system

سیستم اختصاص‌یافته

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید