prudentially sound
دارِ اساسِ محتاطانه
prudentially managed
مدیریت شده به صورت محتاطانه
prudentially aware
آگاه به صورت محتاطانه
prudentially justified
تا حدودی توجیه پذیر
prudentially advised
مشاوره شده به صورت محتاطانه
prudentially focused
متمرکز به صورت محتاطانه
prudentially appropriate
مناسب به صورت محتاطانه
prudentially beneficial
مفید به صورت محتاطانه
prudentially evaluated
ارزیابی شده به صورت محتاطانه
prudentially strategic
استراتژیک به صورت محتاطانه
we should invest prudentially to secure our future.
ما باید با احتیاط و دوراندیشی سرمایهگذاری کنیم تا آینده خود را تامین کنیم.
he acted prudentially in making financial decisions.
او در تصمیمگیریهای مالی با احتیاط و دوراندیشی عمل کرد.
prudentially managing risks is essential for success.
مدیریت ریسکها به صورت دوراندیشانه برای موفقیت ضروری است.
she prudentially saved part of her salary every month.
او هر ماه بخشی از حقوق خود را به صورت دوراندیشانه پس انداز کرد.
it's important to prudentially assess the market before investing.
قبل از سرمایهگذاری، ارزیابی دقیق بازار از نظر دوراندیشانه مهم است.
he prudentially diversified his portfolio to minimize risks.
او به طور دوراندیشانه سبد سرمایهگذاری خود را متنوع کرد تا ریسکها را به حداقل برساند.
prudentially considering all options can lead to better outcomes.
بررسی دوراندیشانه تمام گزینهها میتواند منجر به نتایج بهتری شود.
they prudentially reviewed their insurance policies annually.
آنها به صورت دوراندیشانه به طور سالانه سیاستهای بیمه خود را بررسی میکردند.
prudentially planning for retirement is crucial.
برنامهریزی دوراندیشانه برای بازنشستگی بسیار مهم است.
she approached the project prudentially, ensuring all details were covered.
او با رویکردی دوراندیشانه به پروژه پرداخت و اطمینان حاصل کرد که تمام جزئیات پوشش داده شدهاند.
prudentially sound
دارِ اساسِ محتاطانه
prudentially managed
مدیریت شده به صورت محتاطانه
prudentially aware
آگاه به صورت محتاطانه
prudentially justified
تا حدودی توجیه پذیر
prudentially advised
مشاوره شده به صورت محتاطانه
prudentially focused
متمرکز به صورت محتاطانه
prudentially appropriate
مناسب به صورت محتاطانه
prudentially beneficial
مفید به صورت محتاطانه
prudentially evaluated
ارزیابی شده به صورت محتاطانه
prudentially strategic
استراتژیک به صورت محتاطانه
we should invest prudentially to secure our future.
ما باید با احتیاط و دوراندیشی سرمایهگذاری کنیم تا آینده خود را تامین کنیم.
he acted prudentially in making financial decisions.
او در تصمیمگیریهای مالی با احتیاط و دوراندیشی عمل کرد.
prudentially managing risks is essential for success.
مدیریت ریسکها به صورت دوراندیشانه برای موفقیت ضروری است.
she prudentially saved part of her salary every month.
او هر ماه بخشی از حقوق خود را به صورت دوراندیشانه پس انداز کرد.
it's important to prudentially assess the market before investing.
قبل از سرمایهگذاری، ارزیابی دقیق بازار از نظر دوراندیشانه مهم است.
he prudentially diversified his portfolio to minimize risks.
او به طور دوراندیشانه سبد سرمایهگذاری خود را متنوع کرد تا ریسکها را به حداقل برساند.
prudentially considering all options can lead to better outcomes.
بررسی دوراندیشانه تمام گزینهها میتواند منجر به نتایج بهتری شود.
they prudentially reviewed their insurance policies annually.
آنها به صورت دوراندیشانه به طور سالانه سیاستهای بیمه خود را بررسی میکردند.
prudentially planning for retirement is crucial.
برنامهریزی دوراندیشانه برای بازنشستگی بسیار مهم است.
she approached the project prudentially, ensuring all details were covered.
او با رویکردی دوراندیشانه به پروژه پرداخت و اطمینان حاصل کرد که تمام جزئیات پوشش داده شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید