pulped

[ایالات متحده]/pʌlpt/
[بریتانیا]/pʌlpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته participle از pulp
n. قسمت گوشتی میوه؛ خمیر کاغذ؛ نشریات با کیفیت پایین
slang به شدت ضربه خورده

عبارات و ترکیب‌ها

pulped fruit

میوه پالپ شده

pulped paper

کاغذ پالپ شده

pulped vegetables

سبزیجات پالپ شده

pulped material

مواد پالپ شده

pulped waste

ضایعات پالپ شده

pulped mixture

مخلوط پالپ شده

pulped content

محتوای پالپ شده

pulped blend

ترکیب پالپ شده

pulped sauce

سس پالپ شده

جملات نمونه

the fruit was pulped to make a smoothie.

میوه را به خمیر تبدیل کردند تا اسموتی درست کنند.

she pulped the tomatoes for the sauce.

او گوجه فرنگی ها را برای سس به خمیر تبدیل کرد.

the paper was pulped before recycling.

قبل از بازیافت، کاغذها به خمیر تبدیل شدند.

they pulped the old newspapers for new products.

آنها روزنامه های قدیمی را به خمیر تبدیل کردند تا محصولات جدیدی تولید کنند.

after pulping, the mixture was ready for fermentation.

پس از خمیر کردن، مخلوط برای تخمیر آماده بود.

he pulped the apples to make cider.

او سیب ها را به خمیر تبدیل کرد تا سدر درست کند.

the chef pulped the berries for dessert.

سرآشپز توت ها را برای دسر به خمیر تبدیل کرد.

they pulped the leaves to extract the juice.

آنها برگ ها را به خمیر تبدیل کردند تا آب را استخراج کنند.

the machine pulped the wood for paper production.

دستگاه چوب را به خمیر تبدیل کرد تا کاغذ تولید کند.

after pulping, the fabric was ready for dyeing.

پس از خمیر کردن، پارچه برای رنگ آمیزی آماده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید