throbs

[ایالات متحده]/θrɒbz/
[بریتانیا]/θrɑbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربان درون بدن
v. درد کردن یا ضربان داشتن، مانند در قلب یا نبض

عبارات و ترکیب‌ها

heart throbs

ضربان قلب

pain throbs

درد ضربان می‌کند

music throbs

موسیقی ضربان می‌کند

life throbs

زندگی ضربان می‌کند

city throbs

شهر ضربان می‌کند

energy throbs

انرژی ضربان می‌کند

love throbs

عشق ضربان می‌کند

time throbs

زمان ضربان می‌کند

emotion throbs

احساس ضربان می‌کند

heartbeat throbs

ضربان قلب ضربان می‌کند

جملات نمونه

my heart throbs with excitement when i see her.

قلبم با هیجان می‌تپد وقتی او را می‌بینم.

the music throbs in my chest, making me want to dance.

موسیقی در سینه‌ام می‌تپد و باعث می‌شود بخواهم برقصم.

his head began to throb after a long day at work.

بعد از یک روز طولانی کاری، سرش شروع به درد کردن کرد.

she can feel the adrenaline throbbing through her veins.

او می‌تواند آدرنالین را در رگ‌هایش احساس کند.

the city throbs with life during the festival.

در طول جشنواره، شهر با زندگی می‌تپد.

his heart throbs with fear as he approaches the edge.

هنگامی که به لبه نزدیک می‌شود، قلبش از ترس می‌تپد.

the bass throbs in the club, creating an electric atmosphere.

بیس در باشگاه می‌تپد و فضایی پرانرژی ایجاد می‌کند.

every time i think of the accident, my heart throbs.

هر بار که به یاد حادثه می‌افتم، قلبم می‌تپد.

the throbbing pain in her ankle made it hard to walk.

درد ضربان‌دار در مچ پا باعث می‌شد راه رفتن برایش سخت باشد.

as the countdown began, the excitement in the room throbbed.

همانطور که شمارش معکوس آغاز شد، هیجان در اتاق به وجود آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید