pummeled by rain
در هم كوبي توسط باران
pummeled into submission
در هم كوبي تا تسليم شدن
pummeled with questions
در هم كوبي با سوالات
pummeled by waves
در هم كوبي توسط امواج
pummeled by critics
در هم كوبي توسط منتقدان
pummeled with blows
در هم كوبي با ضربات
pummeled by wind
در هم كوبي توسط باد
pummeled by stress
در هم كوبي توسط استرس
pummeled in battle
در هم كوبي در نبرد
the boxer pummeled his opponent in the ring.
бокسُر با حریف خود در رینگ مشت میزد.
the storm pummeled the coastline for hours.
طوفان برای ساعتها خط ساحلی را مورد ضرب و شتم قرار داد.
she felt like she was pummeled by the news.
او احساس میکرد که از این خبر ضرب و شتم شده است.
the waves pummeled the rocks relentlessly.
امواج بیوقفه سنگها را مورد ضرب و شتم قرار میدادند.
the critics pummeled the movie for its poor acting.
منتقدان فیلم را به دلیل بازی ضعیف مورد انتقاد قرار دادند.
he was pummeled with questions after the presentation.
او پس از ارائه با انبوهی از سؤالات مورد سؤال قرار گرفت.
the children pummeled the piñata at the party.
کودکان در مهمانی، پیناتا را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
she felt her heart pummeled in her chest from excitement.
او احساس کرد که قلبش از هیجان در سینهاش مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
the boxer was pummeled during the first round.
در راند اول، بوکسور مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
his emotions were pummeled after the breakup.
احساسات او پس از جدایی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
pummeled by rain
در هم كوبي توسط باران
pummeled into submission
در هم كوبي تا تسليم شدن
pummeled with questions
در هم كوبي با سوالات
pummeled by waves
در هم كوبي توسط امواج
pummeled by critics
در هم كوبي توسط منتقدان
pummeled with blows
در هم كوبي با ضربات
pummeled by wind
در هم كوبي توسط باد
pummeled by stress
در هم كوبي توسط استرس
pummeled in battle
در هم كوبي در نبرد
the boxer pummeled his opponent in the ring.
бокسُر با حریف خود در رینگ مشت میزد.
the storm pummeled the coastline for hours.
طوفان برای ساعتها خط ساحلی را مورد ضرب و شتم قرار داد.
she felt like she was pummeled by the news.
او احساس میکرد که از این خبر ضرب و شتم شده است.
the waves pummeled the rocks relentlessly.
امواج بیوقفه سنگها را مورد ضرب و شتم قرار میدادند.
the critics pummeled the movie for its poor acting.
منتقدان فیلم را به دلیل بازی ضعیف مورد انتقاد قرار دادند.
he was pummeled with questions after the presentation.
او پس از ارائه با انبوهی از سؤالات مورد سؤال قرار گرفت.
the children pummeled the piñata at the party.
کودکان در مهمانی، پیناتا را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
she felt her heart pummeled in her chest from excitement.
او احساس کرد که قلبش از هیجان در سینهاش مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
the boxer was pummeled during the first round.
در راند اول، بوکسور مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
his emotions were pummeled after the breakup.
احساسات او پس از جدایی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید