pumped up
هیجانزده
pumped fist
مشت محکم
pumped gas
سوخت پمپ شده
pumped heart
قلب پمپاژ شده
pumped muscles
عضلات پمپاژ شده
pumped energy
انرژی پمپاژ شده
pumped adrenaline
آدرنالین پمپاژ شده
pumped volume
حجم پمپاژ شده
pumped excitement
هیجان پمپاژ شده
pumped action
عملکرد پمپاژ شده
she was so pumped for the concert tonight.
او خیلی برای کنسرت امشب هیجانزده بود.
he pumped himself up before the big game.
او قبل از بازی بزرگ خود را آماده کرد.
the team is pumped about their chances of winning.
تیم در مورد شانس بردشان هیجانزده است.
they pumped out a new product last week.
آنها هفته گذشته یک محصول جدید عرضه کردند.
she pumped her fists in the air after winning.
او بعد از بردن، دستهایش را به هوا پرتاب کرد.
he was pumped full of energy after the workout.
او بعد از تمرین پر از انرژی بود.
we need to get pumped for the upcoming event.
ما باید برای رویداد آینده آماده شویم.
the crowd was pumped with excitement during the game.
هواداران در طول بازی با هیجان پر شده بودند.
she pumped out a few more pages before the deadline.
او قبل از مهلت مقرر چند صفحه دیگر نوشت.
he felt pumped after completing the marathon.
او بعد از اتمام ماراتن احساس خوبی کرد.
pumped up
هیجانزده
pumped fist
مشت محکم
pumped gas
سوخت پمپ شده
pumped heart
قلب پمپاژ شده
pumped muscles
عضلات پمپاژ شده
pumped energy
انرژی پمپاژ شده
pumped adrenaline
آدرنالین پمپاژ شده
pumped volume
حجم پمپاژ شده
pumped excitement
هیجان پمپاژ شده
pumped action
عملکرد پمپاژ شده
she was so pumped for the concert tonight.
او خیلی برای کنسرت امشب هیجانزده بود.
he pumped himself up before the big game.
او قبل از بازی بزرگ خود را آماده کرد.
the team is pumped about their chances of winning.
تیم در مورد شانس بردشان هیجانزده است.
they pumped out a new product last week.
آنها هفته گذشته یک محصول جدید عرضه کردند.
she pumped her fists in the air after winning.
او بعد از بردن، دستهایش را به هوا پرتاب کرد.
he was pumped full of energy after the workout.
او بعد از تمرین پر از انرژی بود.
we need to get pumped for the upcoming event.
ما باید برای رویداد آینده آماده شویم.
the crowd was pumped with excitement during the game.
هواداران در طول بازی با هیجان پر شده بودند.
she pumped out a few more pages before the deadline.
او قبل از مهلت مقرر چند صفحه دیگر نوشت.
he felt pumped after completing the marathon.
او بعد از اتمام ماراتن احساس خوبی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید