pumped

[ایالات متحده]/pʌmpt/
[بریتانیا]/pʌmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متورم به دلیل تمرین بیش از حد؛ بی‌نفس؛ خسته

عبارات و ترکیب‌ها

pumped up

هیجان‌زده

pumped fist

مشت محکم

pumped gas

سوخت پمپ شده

pumped heart

قلب پمپاژ شده

pumped muscles

عضلات پمپاژ شده

pumped energy

انرژی پمپاژ شده

pumped adrenaline

آدرنالین پمپاژ شده

pumped volume

حجم پمپاژ شده

pumped excitement

هیجان پمپاژ شده

pumped action

عملکرد پمپاژ شده

جملات نمونه

she was so pumped for the concert tonight.

او خیلی برای کنسرت امشب هیجان‌زده بود.

he pumped himself up before the big game.

او قبل از بازی بزرگ خود را آماده کرد.

the team is pumped about their chances of winning.

تیم در مورد شانس بردشان هیجان‌زده است.

they pumped out a new product last week.

آنها هفته گذشته یک محصول جدید عرضه کردند.

she pumped her fists in the air after winning.

او بعد از بردن، دست‌هایش را به هوا پرتاب کرد.

he was pumped full of energy after the workout.

او بعد از تمرین پر از انرژی بود.

we need to get pumped for the upcoming event.

ما باید برای رویداد آینده آماده شویم.

the crowd was pumped with excitement during the game.

هواداران در طول بازی با هیجان پر شده بودند.

she pumped out a few more pages before the deadline.

او قبل از مهلت مقرر چند صفحه دیگر نوشت.

he felt pumped after completing the marathon.

او بعد از اتمام ماراتن احساس خوبی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید